تصویر مقاله جامع همه چیز درباره کودک درون

همه چیز درباره کودک درون

  • اکثر اوقات ما نمی توانیم تصاویر ذهنی غلطمان را شناسایی کنیم. این که دقیقا چه باور یا تصویر ذهنی غلطی وجود دارد که اجازه نمی دهد ثروت، سلامتی، روابط خوب و آرامش واقعی را تجربه کنیم و گاها این تصاویر ذهنی اشتباه مانع محکمی در برابر تغییر عادات نامطلوب است. برطرف کردن این موضوعات در گرو یادگیری چیستی کودک درون و نحوه گفتگو با آن می باشد.

    به احتمال زیاد تاکنون مطالبی در مورد ناخودگاه (به عبارت دیگر کودک درون) شنیده اید ولی اگربدانید این دو، تا چه اندازه قدرتمند و شناخت ایشان تا چه اندازه مهم است. مسلما همه زمان و انرژی خود را صرف شناخت ناخوداگاه و قدرت آن خواهید کرد. در ادامه، اهمیت ناخودآگاه و تاثیر آن را با مثالی ساده توضیح خواهم داد.

     

    ساختار ناخودآگاه 

    ناخودآگاه ما مانند ریشه درخت وجودمان است

    خود آگاه ما شبیه یک درخت است، (برگ، شاخه، تنه، میوه ای که ما آن را می بینیم.) اما قسمت اصلی این درخت، که ناخودآگاه این درخت است، ریشه های آن درخت محسوب می شود و ممکن است تا کیلومتر ها رشد کند. این ریشه است که به درخت زندگی می بخشد. اگر ریشه وجود نداشته باشد، این درخت خشک خواهد شد. وقتی یک درخت محصول خوبی ندارد، ما برای راه حل میوه های آن را بررسی نمکنیم بلکه  به ریشه ی این درخت رسیدگی می کنیم. به این ریشه خاک خوب، کود، آب مناسب و… می دهیم تا مشکل محصول این درخت رفع شود.

    برای همه ما پیش آمده که دچار مشکلات جسمی و روحی  از قبیل : میگرن ، دردهای فراگیر در بدن ، مشکلات گوارشی  ، ریزش مو ، دیابت  ،بیماریهای  پوستی ، بیماری های خود ایمنی ، تیکهای عصبی ، پرخاشگری ، وسواس و … می شویم و با وجود درمانهای بسیار یا  نتیجه نمی گیرم  یا با عود مجدد بیماری مواجه می شویم .چرا ؟ چون ما همیشه سعی کردیم ظاهر را درست کنیم. به طور مثال فردی که دچار بیماری میگرن شده با مراجعه به پزشک دارو استفاده می کند و شاید برای مدتی در اثر استفاده از دارو درد ناشی از بیماری کمتر شود. ولی به محض قطع دارو، بیماری دوباره عود خواهد کرد. چون سعی کردیم ظاهر درد را تسکین بدهیم یا به فردی که دچار ناخن جوی شده پیشنهاد می کنند:« یه مدت چیز تلخ به ناخنت بزن تا موقعی که ناخنت را می جوی تلخی اون ماده آزاردهنده مانع از این کار شود و انقدر ادامه بده تا اون عادت از بین بره»

    آیا واقعا این روشها تاثیر دارد؟ مسلما خیر . چون ما ظاهر مشکل را تغییر می دهیم. فرض کنید گوشی موبایل ما کند شده و دچار مشکل شده است ،اگر ما قاب این گوشی را تغییر بدهیم مشکل برطرف می شود؟  خیر . چون ما باید بدانیم علت مشکل این گوشی از هارد ، سی پی یو یا ویروسی هست که وارد گوشی شده تا بتوانیم مشکل را برطرف کنیم و تا زمانی که ندانیم دلیل اصلی مشکل چیست؟ نمی توانیم آن را تعمیر کنیم!

     

    چرا ثروتمند نمیشوم ؟

    افراد زیادی را دیده ام که با وجود تلاشهای مستمر و شغل مناسب باز هم به ثروت مورد نظر نمی رسند و در مقابل هم صنف هایشان (حتی با سرمایه بیشتر) ، درآمد به مراتب پایین تری دارند. وقتی به این  افراد می گویم مشکل از تصویر ذهنی غلط تو است شاید برایش غیر قابل درک باشد و متوجه منظور من نشود ولی این تصویر ذهنی یا باور غلط است که در ناخودآگاهش ریشه کرده و به او آسیب می­زند.

    اگر بخواهیم قدرت خودآگاه و ناخودآگاه را تفکیک کنیم  باید بگویم: خودآگاه ما 20 درصد قدرت دارد و 80 درصد قدرت ما در دستان توانمند ناخودآگاهمان است. ناخودآگاه جایگاه  باورها، احساست، اعتقادات، تمام عادت ها، ترس ها، شجاعت و همه چیز است . ما فقط درحال تکرار هستیم. آیا این اتفاق برای شما رخ داده است که در موقعیتی خاص و تنها با یک نگاه یا یک حرکت شخص مقابل بهم بریزید بدون اینکه دلیلش را بدانید؟ این موضوع دقیقا با باور های فرد در ارتباط است، یعنی مسئله ای که در ناخودآگاه فرد نهفته است و به آن آگاهی ندارد ؛ یا بارها اتفاق افتاده که هدفی را شروع می کنیم و در ابتدای راه انگیزه خود را از دست میدهیم و سریع ناامید می شویم ، این موضوع ارتباط مستقیم  با ناخودآگاه  و باورهای فرد دارد .

    ما محصول باور هایمان هستیم. هر اتفاقی که در گذشته رخ داده  و جزئی از باور ما شده  را دوباره تکرار می کنیم. ما ماشین اثبات باورهایمان هستیم.

    منظور از کودک درون چیست؟

    منظور از کودک درون چیست؟

    زمانی که فرد برای مشاوره اقدام می کند، حدود 20 جلسه صرف پیدا کردن علت مشکل فرد می شود. ولی با استفاده از روش کودک درون این امکان وجود دارد که در یک جلسه مشکل فرد شناسایی و رفع شود . در این روش مراجع را مدت کمی هیپنوتیزم و با کودک درون او گفتگو می کنیم و طی این روند  وقتی از او می پرسیم علت ترس تو از فضای بسته چیست؟ دقیقا  می تواند آن مسئله ای که باعث ترس وی از جای تاریک یا بسته  می شود را بازگو کند .

    در سبک روانشناسی سابق ، فرد را به گذشته دردناک خود می برند و آنقدر فرد را در خاطرات گذشته غرق می کنند تا بتوانند دلیل مشکل او را پیدا کنند که این واقعا آزار دهنده است  اما اگر ما یاد بگیریم چطور با کودک درونمان  درست صحبت کنیم، دیگر نیازی نیست تمام خاطرات دردناک گذشته را بازیابی کنیم. در نتیجه  فقط باوری که باعث  آسیب در مسئله خاصی شده را استخراج  و حل می کنیم. در ادامه مثالی را بیان می کنیم که روش استفاده از کودک درون برایتان قابل درک باشد:

    بارها اتفاق افتاده که فردی با وجود تلاشهای مستمر باز هم به آن ثروت یا پولی که مد نظرش هست نمی رسد که در این موارد وقتی با کودک درون این افراد صحبت می کنیم و از کودک درون فرد می پرسیم باور تو نسبت به پول چیست؟ پاسخ می دهد:« پول بد است یا پول کثیف است » و دلیل آن را اینطور بیان می کند :« چون من رسیدن به ثروت شبیه فلان شخص  می شوم.» (به طور مثال شخصی در گذشته این فرد است که با وجود ثروت بسیار زیاد ، خسیس، بد اخلاق و عصبی است طوری که  همه از وی دلخور بودند و از وی فاصله می گرفتند چون باعث رنجش اطرافیانش بود)

    به این ترتیب این باور در فرد درونی شده  و نمی خواهد با رسیدن به پول شبیه فردی شود که خسیس و بد اخلاق است، نمیخواهد با این کار بقیه را ناراحت کند و دیگران از او فاصله می گیرند. همین  باور است که جلوی پیشرفت فرد را می گیرد. با اینکه فرد در واقعیت تلاش می کند به پول و ثروت برسد ولی هرگز نمیتواند. چون کودک درون فرد اجازه رسیدن به چنین خواسته ای را به او نمی دهد. شخص به پول می رسد ولی در دقیقه نود و لحظه آخر همه چیز را خراب می کند.

    مطالعه کنید   غلبه بر ترس با ۷ تکنیک کاربردی

     

    در یک قدمی سود، ضرر می کنیم

    خیلی از افرادی که در بورس، ارز دیجیتال و … فعالیت می کنند می گویند: « ما در حالت آزمایشی تصمیمات بسیار خوبی می گیریم ولی در حالت واقعی که پای پول در میان باشد همه چیز خراب می شود. شاید در ابتدا همه چیز خوب پیش برود ولی در لحظه آخر اشتباهی می کنم که تمام سودم به ضرر تبدیل می شود.»

    وقتی به این شخص می گوییم شما پول را دوست ندارید می گوید:« کیه که از پول بدش بیاد؟! » بله درست است، هیچ کس از پول بدش نمی آید ولی  این باور درونی شده فرد  است که حرف اول و آخر را می زند.

     

    کودک درون و رژیم لاغری

    مراجعی داشتم که می گفت:« من نمیدونم چرا انقدر پرخوری می کنم؟ هر چقدر هم که میخوام رژیم بگیرم نمیشه.» وقتی با کودک درون این فرد گفتگو شد، پاسخ  جالبی را مشاهده کردیم مبنی بر اینکه :« باید بخورم، وگرنه تموم میشه؛ غذا تموم میشه.» فرد در ادامه گفتگو، به مرحله ای رسید که وی را به شگفتی وا داشت. داستان از این قرار بود که این شخص در خانواده پرجمعیت بزرگ شده بود و زمانی که برای غذا دیرتر سر سفره حاضر میشد یا به آرامی غذا می خورد ، خواهر و برادرش سهم غذای او را می خوردند ، در نتیجه این شخص یاد گرفته بود که  سریع تر غذا بخورد وگرنه همه چیز به خواهر و برادرش میرسید.

    این باور، 30 یا 40 سال است که در فرد نهادینه شده است. به حدی که فرد نمی داند چرا باید غذای زیاد بخورد ولی این کار را انجام می دهد. غافل از این که فقط یک باور باعث این اتفاق شده است.

    بعد از شناسایی این باور، حجم غذا خوردن فرد به طرز عجیبی کم تر شد و بدون هیچ رژیم و عذابی وزن خود را کاهش داد. یعنی اگر ما (1)چیستی کودک درون و (2) دلیل افکار و رفتارمان را بدانیم،  به راحتی تغییر خواهیم کرد.

     

    وسواس و کودک درون

    برای درمان وسواس هم می توان با کودک درون فرد صحبت و مشکل وی را ریشه یابی کرد. برای مثال : مراجعی مشکل وسواس داشت و اذعان میکرد «  سالهاست من وسواس نظافت دارم؛ به این شکل که چندین ساعت از روز رو صرف نظافت می کنم. به اندازه ای که دیگه خسته شدم و با وجود مراجعه به روانشناسهای مختلف نتیجه نگرفتم.» وقتی با کودک درون این فرد گفتگو کردیم مشخص شد که در دوران کودکی، زمانی که شب ادراری داشت؛ با واکنش بسیار بد والدین روبرو می شد و به غیر از تنبیه والدین، تا چندین سال این اتفاق نقل مجالس شده بود و هر وقت کاری انجام می داد بقیه به او می گفتند :« مراقب باش خودتو خراب نکنیا !»

    این فرد احساس خوبی نسبت به خودش نداشت! حس می کرد پدر و مادر دیگر او را دوست ندارند، همه او را مسخره می کنند و همچنین حس می کرد آدم کثیفی هست و همین باور موجب شده بود چندین سال عذاب و درد و رنج را با خودش حمل کند. اتفاقی که خودش هم نسبت به آن آگاهی نداشت فقط گفتگو با کودک درون بود که توانست این مشکل را ریشه یابی و آن را از بین ببرد. در حدی که هرگز زمان زیادی را صرف شستشوهای وسواس گونه صرف نکرد.

     

    چرا کودک درونم با من قهر است؟

    اگر گاهی بدون دلیل دچار خشم وعصبانیت می شوید برای این است که کودک درونتان با شما قهر است و این موضوع به دلیل عدم توجه شما به نیازهای کودک درونتان است.

     

    نیازهای کودک درون چیست؟

    ما فکر می کنیم این کودکِ در درون ما، نیاز های عجیبی دارد. نیاز هایی مثل ماشین، خانه بزرگ، سفر ها و خوش گذرانی ها، عروسک های گران و … درحالی که اصلا اینطور نیست. کودک درون فقط و فقط به دنبال توجه، محبت و رسیدن به نیاز هایش است. مثلا ناگهان هوس خوردن بستنی می کنید و دلتان آن را می خواهد یا مثلا هوس می کنید سیبی بخورید. این خواسته از طرف کودک درون شما است. اگر آن سیب را تهیه کرده و میل کنید، حالتان در تمام روز خوب می شود.  وقتی فرد بلد نیست چگونه با کودک درونش رفتار کند در نهایت آسیب خواهد دید.

    ما باید یاد بگیریم که چطور با کودک درونمان رفتار کنیم و به او بها بدهیم. بعضی ها چهره ی همیشه اخمویی دارند؛ علت آن قهر کودک درون است و دلیل آن نیز، عدم ارتباط صحیح با این موجود دوست داشتنی است. ما باید یاد بگیریم چطور به کودکی که درونمان زندگی می کند بها بدهیم.

     

    داستانی از زبان استاد حسین ملت خواه

    فرزندم تازه به دنیا آمده بود و من از روی ذوقی که از به دنیا آمدن فرزندم داشتم عکس او را برای تصویر پس زمینه گوشی ام انتخاب کردم. از طرفی، من عادت دارم عکس خودم را برای تصویر پس زمینه گوشی ام انتخاب کنم.( دلیل این کار خودشیفتگی نیست. به دلیلی این کار را انجام می دهم. بعد آن دلیل را به شما خواهم گفت.) چند روز بعد از تغییر عکس پس زمینه گوشی ام به تصویر فرزندم، حال بسیار بدی داشتم و خیلی عصبی بودم. با خودم می گفتم که یعنی چه اتفاقی رخ داده است؟ همه چیز را مرور می کردم. آهنگ بدی که گوش نداده ام، صحنه بدی هم که ندیده ام، حرف بدی هم نشنیده ام. پس چرا حالم بد است؟

    با کودک درونم گفتگو کردم و پرسیدم:« عزیزه دلم، چی شده؟ چرا ناراحتی؟» جواب داد:« تو دیگه منو دوست نداری.» بهش گفتم من عاشقتم و جواب داد:« عههه عاشق منی؟ پس چرا عکس اون روی گوشیته؟ ازش بدم میاد، چرا عکس اونو گذاشتی و عکس منو برداشتی؟ » حتی اسم فرزندم را نمی گفت. عکس فرزندم را برداشتم و عکس خودم را جایگزین کردم.

    شاید این خاطره ها برای افرادی که با کودک درون و این فضا آشنایی نداشته باشند خنده دار به نظر برسد. این اصولی است که باید بیاموزید. من عکس را تغییر دادم و حالم به کل تغییر کرد. بعد از این اتفاق کودک درونم به من گفت دوستش دارم. پرسیدم :« کیو ؟» گفت :« بچه مونو؛ دوستش دارم.» و بعد از این ماجرا او را به اسم صدا می کرد.

    مطالعه کنید   راه های آرامش در زندگی چیست؟

     

    چرا افرادی  بچه ها را دوست ندارند؟

    به احتمال زیاد، افرادی رو دیده ایم  که می گویند من بچه ها را دوست ندارم. علت این است که فرد با خود (کودک درونش ) قهر کرده است. فردی که با خودش قهر کرده باشد با بچه ها رابطه خوبی نخواهد داشت. هر وقت بچه بازی می کند سرش داد می زند و به او می گوید ساکت باش، اعصابم را خورد می کنی. ولی وقتی این فرد با خودش آشتی کند، با شنیدن صدای بازی کردن بچه ها به جمع آنها می پیوندد و با آنها بازی می کند؛ چون خودش را دوست دارد و کودک درونش زنده و پویاست.

    مسئله کودک درون آنقدر مهم است که هرچقدر به آن بپردازیم باز هم کم است.

     

    ترس ها و کودک درون

    کودک درون ما به شدت می ترسد

    در زندگی هایمان به جایی می رسیم که با خود می گوییم من نمی توانم این کار را انجام بدهم. در این وضعیت خیلی دوست داریم فردی کنارمان باشد که ما را حمایت کند. راه و چاه را به ما نشان بدهد و همراهیمان کند. دلیل این اتفاق ترسیدن و ضعیف بودن کودک درونمان است.

    اگر این موجود دوست داشتنی قوی باشد و دوستش داشته باشیم، احساس قدرت می کند و می گوید:« آره، من می تونم، من میتونم حلش کنم.» گفتن این که کودک درونتان را دوست داشته باشید و فهمیدن آن ساده است ولی عمل کردن به آن دشوار!

     

    اشتباه بزرگ در آشتی با کودک درون چیست ؟

    بعضی از ما فکر می کنیم برای آشتی با کودک درون باید جلوی آینه برویم و کلمات تاکیدی از قبیل :« من خودم را دوست دارم »، « من عاشق خودم هستم»، «من دوست داشتنی هستم»، «من محبوبم» و… به خود بگوییم. درحالی که پروسه  آشتی با این موجود دوست داشتنی کاملا متفاوت است و این راهکارها در راستای آشتی با کودک درون اصلا کارساز نخواهد بود.

     

    چرا نام او کودک درون است؟

    دلیل این که به این موجود زیبا و دوست داشتنی می گوییم کودک درون، سن آن است. نهایت سنی که در صورت آشتی کامل با کودک درون می تواند داشته باشد 6 سال است و سن کودک درون در اشخاصی  که با کودک درونشان قهر هستند نهایتا یک، دو یا سه سال خواهد بود .

    {یکی از ساده ترین روش ها برای شناسایی سن واقعی کودک درون را می توانید در این مقاله مشاهده کنید و بعد به ادامه مطالعه خود بازگردید.}

     

    شناسایی مشکلات با کودک درون

    در گذشته ها زمانی که اتومبیل دچار مشکل میشد برای تشخیص مشکل ، تمام قسمت های آن را بررسی می کردند. این بررسی بسیار زمان بر بود و از طرفی بعد از انجام آن، خودرو دچار مشکلات دیگری می شد. ولی امروزه به ماشین دیاگ می زنند و این روش باعث صرفه جویی در زمان و هزینه می شود ،چون  با انجام این روش دیگر نیاز نیست قسمت های دیگر ماشین را دست کاری کنید. روش صحبت با کودک درون هم به این شکل عمل می کند و شما می توانید در زمان کوتاه و با  دقت بسیار بالا  باور های محدود کننده را تشخیص و آنها را برطرف  کنید.

     

    رابطه کودک درون و درس خواندن

    بارها اتفاق افتاده زمانی که می خواهید درس بخوانید یا خودتان را برای امتحان آماده کنید بابت این موضوع دچار مشکل می شوید. شکایتی که محصلین یا دانشجوها دارند این است که  موقع درس خواندن خوابم می گیردیا احساس می کنم کسل می شوم و انرژی خود را از دست می دهم یا مطالبی که می خوانم سریع از حافظه ام پاک می شود ؛ اگر این مشکل را با مشاور تحصیلی در میان بگذاریم، اصول مطالعه صحیح، زمان بندی و… را توضیح خواهد داد ، اما این مشکل با این اصول قابل حل نیست ؛ چون  فرد در ناخودآگاه خود باوری نسبت به درس خواندن دارد که باعث آزار او می شود. باورش این است که اگر من این درس را بخوانم عذابی خواهم کشید. در نتیجه برای حل مشکل درس خواندن فقط باید  این باور محدود کننده  را پیدا کردو با استفاده از روش کودک درون آن مشکل را حل کرد و به این ترتیب مشکل براحتی حل خواهد شد.

     

    من نمی توانم صبح زود بیدار شوم

    همه ما تجربه این رو داشتیم که بارها تصمیم گرفتیم صبح زود بیدار بشیم برای ورزش ، کاراهای روزمره ، مطالعه و …ولی نتوانستیم . به جای این که با خودتان کشتی بگیرید و خودتان را آزار دهید کافیست با کودک درونتان گفتگو کنید. چون همه چیز در کنترل اوست. از چیز هایی مثل ضربان قلب، گردش خون گرفته تا باور ها و اعتقادات و…

    اکثر افراد فکر می کنند اراده ضعیفی دارند ولی اینکه نمی توانید طبق برنامه ریزی پیش برید یا هر هدفی را که شروع می کنید نیمه تمام رها می کنید ارتباطی به اراده ضعیف شما ندارد. بله  فقط بلد نیستید با کودک درونتان گفت و گو کنید. چون کودک درون است که به شما می گوید مشکل  دقیقا کجاست .

     

    ارتباط دوره آلفا و کودک درون چیست ؟

    شخصی برای درمان بیماری  در دوره آلفا شرکت کرده بود و بر عکس افرادی که در درمان بیماریهای جسمی از الفا استفاده کرده و موفق شده بودند ،  نمی توانست مشکل خود را حل کند. در مرحله بعد در گفت و گو با کودک درون متوجه شدیم که کودک درون این شخص نگران این است که «اگر من درمان بشم دیگه کسی به من توجه نمیکنه.» یعنی کودک درون فرد از این اتفاق منفعتی دریافت می کند. اگر من مریض بمانم بقیه افراد به من توجه خواهند کرد و در غیر این صورت از کانون توجه آنها دور خواهم شد. به همین دلیل نمی توانست بیماری را رها کند.

    بعد از برطرف کردن این مورد و ورود مجدد به حالت آلفا، شاهد بهبود نتایج آزمایشش بود. همه این مشکلات از یک باور مخرب نشات گرفته بود. باوری که در گذشته، در ذهن او شکل گرفته و بصورت ناخودآگاه دوست داشت با بیمار ماندن توجه اطرافیان را به خودش جلب کند.

    درست مثل بعضی از افراد مسن که مدام تظاهر به بیماری می کنند تا بتوانند توجه فرزندانشان را به خود جلب کنند و آنها را همیشه نزد خود نگه دارند. در نتیجه با استفاده از دوره کودک درون  در کنار آلفا می توانید تمامی مشکلات را ریشه یابی و رفع کنید.

    مطالعه کنید   رابطه ی عشق و عزت نفس چیست ؟

     

    دشمن کودک درون چیست؟

    بزرگترین دشمن کودک درون ما چیست؟

    اگر دقت کرده باشید ما در وجودمان چیزی داریم که مدام غر می زند، به ما گیر داده و ما را مواخذه می کند. این دیگر کودک درون نیست. چون احساسات کودک لطیف است؛ بازی، نوازش، حرف های خوب، اتفاقات خوب و… را می خواهد. ولی این یکی نه؛ فقط غر می زند.

    این بخش از وجود ما « والد» نامیده می شود و نقش پدر و مادر را در وجودمان ایفا می کند و به همان شکل که پدر و مادر با ما برخورد کرده اند با ما برخورد می کند. اگر به کلماتی که در گذشته پدر و مادرمان در هنگام بروز خطایی به ما می گفتند دقت کنید متوجه خواهید شد که همان جمله ها را والد ما مدام تکرار می کند.

    مثلا در کودکی  هنگام بازی کردن گلدانی را می شکستیم و به ما می گفتند:«بی عرضه یا دست و پا چلفتی » و در حال حاضر درسته والدین در کنار ما نیستند که ما را بخاطر بروز خطاهایمان سرزنش کنند ولی در عوض این بخش از وجود ما یعنی والد، رفتار آنها را تکرار می کند.

     

    غر زدن هنگام شروع کار

    زمانی که تصمیم می گیریم هدفی را شروع کنیم یا کاری را انجام دهیم صدایی درونمان  می گوید:« اگر شکست بخوری چی میشه؟ آبرومون میره همه مسخرت می کنن.» این بخش از وجود ما (والد ) است که مدام غر می زند و انتقاد می کند.

     

    سن والد چقدر است؟

    سن والد معمولا بالا است. و اگر سن آن خیلی بالا باشد شخص دچار افسردگی می شود. یعنی با بررسی  فردی که دچار افسردگی است به اعداد( سن کودک درون = 3 ) و (سن والد = 90). در نتیجه این آدم نود ساله است که مدام غر می زند و هیچ انگیزه ای ندارد.چون اگر  به یک آدم نود ساله بگویید هدفی را شروع کن و موفق شو . احتمالا جملاتی مانند: « همه آخرش می خوایم بمیریم ،  درس بخونی که چی بشه؟ کار بکنی که چی بشه» را خواهید شنید.

    این گفتگوهایی است که ما مدام آنها را انجام می دهیم. ولی نمی دانیم  کدام بُعد از وجودمان است که این حرف ها را می زند. به کدامیک باید بها بدهم و نسبت به کدام یک باید بی تفاوت باشم؟

     

    اگر حرف زدن با کودک درون را بلد نباشیم…

    افرادی که می گویند وسواس فکری، بدبینی، افسردگی و حال آشفته و… دارم و مدام با خودم صحبت می کنم و کلنجار می روم ، احساس می کنند احتمالا دچار مشکلی شده اند ؛ در حالی که مسئله این نیست و مشکل پیش آمده به این دلیل است که بین کودک درون و والد دعوایی به پا شده است. والد سعی بر سرکوب خواسته های کودک درون دارد و در مقابل، کودک هم با والد لج بازی می کند.  به خاطر این دعواست که ما مدام با این موجودِ درونی مان صحبت می کنیم.

    این همان چیزی است که اگر بلد نباشیم ، باعث نابودی خواهد شد.  شادی می خواهید؟ خوشحالی می خواهید؟ فقط باید یاد بگیرید چطور با کودک درونتان ارتباط بگیرید. اگر شما تمام کتاب های دنیا را هم مطالعه کنید فقط علمتان را بیشتر می کند و هیچ تاثیری بر کودک درون  شما نخواهد داشت. فقط باید گفتگو کردن را بیاموزید.

    خیلی از افراد می گویند من می دانم که چه چیزی درست است، ولی نمی توانم آن را اجرا  کنم. می دانم رفتار درست کدام است ولی نمی توانم عمل  کنم! وقتی من در موقعیتی که باید تصمیم بگیرم عصبانی می شوم دیگر نمی توانم چیزی که درست است و می دانم که درست است را انجام بدهم.

    هرچقدر مدیریت افکار، خشم، ترس و… را بلد باشیم ولی نتوانیم با کودک درونمان گفتگو کنیم، توانایی انتقال علم مان را به او نخواهیم داشت.

     

    منظور از احساس بد کودک درون چیست؟

    کودک درون ما احساس خوبی ندارد، مدام حس می کند ضعیف است و کسی به او توجه نمی کند. چرا افراد مدام دست به عمل جراحی زیبایی می زنند؟ افرادی که مدام دست به عمل های مختلف می زنند، این حس را دارند که من آنطور که باید زیبا نیستم.

    از فردی که چشم های درشت و مو های فری داشت پرسیدم کدام قسمت از بدنت را دوست داری؟ گفت :« چشمام. چون درشتن.» از او درباره مو هایش سوال کردم و پاسخ داد:« موهامم قشنگه.» وقتی همین سوالات را از کودک درون او پرسیدیم جواب داد:« چشمامو دوست ندارم چون شبیه قورباغه اس و موهامم دوست ندارم چون شبیه اسکاجه.»

    با اینکه  خود فرد احساس خوشحالی می کند ولی کودک درونش از مو و چشمانش متنفر است. وقتی با کودک درون این شخص گفت و گو کردیم متوجه شدیم دایی این فرد در کودکی و برای شوخی این الفاظ را در مورد چهره اش به کار می برده است و همین شوخی باعث شده کودک درونش از چهره اش ناراضی باشد. همین شوخی ها و جملات به ظاهر ساده باعث می شود فرد تن به جراحی زیبایی دهد. فقط برای ایجاد حس خوب، درحالی این حس خوب هرگز ایجاد نخواهد شد مگر با گفت و گو با کودک درون.

    نحوه آشتی با کودک درون

    با یادگیری گفتگو با کودک درونتان به یک روانشناس که می تواند تمام مشکلات خودش را برطرف کند تبدیل می شوید و می توانید علت مسائلی که از آن اطلاعی نداشتید را پیدا کنید. این آموزش بسیار تخصصی بود تا زمانی که توانستم آن را به یک آموزشی که حتی بچه 5 ساله می تواند آن را درک کند تبدیلش کنم.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۶ رای

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.