چگونه قدرت تصمیم گیری خود را از دست داده ایم؟

حسین ملت خواه؛ روانشناس و مدرس ۵ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی
جلسه‌ی ۵ از ۸ · دوره طرحواره و تله روانی چیست ؟
چرا احساس تنهایی می کنیم؟

تصور کنید شیر قدرتمندی را از بدو تولد در قفس بزرگ کرده‌اند. سال‌ها از شکار دور بوده، خطر نکرده، تجربه‌ای نداشته و همیشه یک نفر برایش تصمیم گرفته. حالا اگر درِ قفس را باز کنند، آیا می‌تواند پادشاه جنگل باشد؟ نه، چون او دیگر شیر نیست، بلکه فقط گربه‌ای بزرگ است.

متأسفانه بسیاری از ما دقیقاً چنین روندی را در زندگی تجربه کرده‌ایم. خانواده‌هایی که  حمایت و مراقبت را با کنترل اشتباه گرفتند. کودک را از کشف جهان بازداشتند، به او نگفتند: «تو می‌توانی»، بلکه مدام هشدار دادند: «اگر بدون ما بروی، آسیب می‌بینی.» نتیجه چه شد؟ نسلی وابسته، فاقد حس صلاحیت و ناتوان در تصمیم‌گیری بوجود آمد.

ریشه این ناتوانی در کجاست؟

در جلسات پیشین دوره آموزش طرحواره درمانی درباره استقلال فردی صحبت کردیم. اما امروز عمیق‌تر به سه ستون اساسی خودشناسی می‌پردازیم:

۱. استقلال فردی: انتخاب کردن، حتی برای کوچک‌ترین مسائل

وقتی شخصی در کودکی اجازه تجربه، تصمیم و خطا نداشته باشد، در بزرگسالی نیز مدام دنبال تأیید دیگران می‌گردد. از خرید ساده یک لباس تا انتخاب مسیر شغلی، منتظر تایید پدر یا مادر می‌ماند. اگر تأیید بگیرد، با اعتماد کامل جلو می‌رود. اگر نه؟ بی‌حرکت، بی‌انگیزه، بی‌اراده. این همان فردی‌ست که در جامعه به “بچه‌ننه” معروف می‌شود؛ نه به خاطر ضعف، بلکه به خاطر تربیت محدودکننده‌ای که استقلال را از او گرفت.

در کودکی، اگر فرصت تجربه نداشته‌ایم، بزرگسالی‌مان پر از تردید و ترس خواهد شد. افراد زیادی هستند که در ۳۰ یا ۴۰ سالگی، همچنان برای ساده‌ترین تصمیمات، مثل سفر رفتن، تغییر شغل یا حتی خرید یک وسیله شخصی، نیازمند نظر والدین یا اطرافیانشان هستند. این وابستگی ریشه در کودکی دارد، جایی که به ما یاد ندادند که تصمیم‌گیری اشتباه بخشی از رشد است.

۲. عزت‌نفس: احساس لیاقت داشتن

عزت‌نفس یعنی احترام به خود. اما وقتی کودکی دائماً تحقیر شود، با دیگران مقایسه شود، کتک بخورد یا نادیده گرفته شود، ذهنش دو طرحواره ویرانگر می‌سازد: نقص و شکست.
یعنی «من اشکال دارم» و «من توانایی موفق شدن ندارم».
حاصل این باورها، حس نالایق بودن است. حتی وقتی فرد به موفقیت می‌رسد، ناخودآگاه زندگی خود را خراب می‌کند تا دوباره به تصویر ذهنیِ شکست‌خورده‌اش بازگردد.

فردی که عزت‌نفس ندارد، حتی در اوج موفقیت هم به خود شک دارد. او اگر پول زیادی به دست آورد، آن را هدر می‌دهد؛ اگر رابطه خوبی بسازد، آن را خراب می‌کند؛ چرا؟ چون باور عمیق او این است: “من لیاقت ندارم.”

این عدم حس لیاقت، چیزی نیست که با تأیید بیرونی ترمیم شود؛ باید از درون ساخته شود.

 ۳. ابراز وجود: جرات بیان “من”

کودکی که برای مخالفت با پدر و مادر “بی‌ادب” خطاب شده، در بزرگسالی از بیان خواسته‌هایش شرم دارد. نمی‌تواند “نه” بگوید. نمی‌تواند اعتراض کند. این سرکوب، او را به انسانی خشمگین تبدیل می‌کند که احساساتش را فرو می‌خورد تا یک روز به شکلی انفجاری همه را تخریب کند.

کودکی که حق حرف زدن نداشته باشد، در بزرگسالی یا ساکت می‌ماند یا منفجر می‌شود. بسیاری از تنش‌های خانوادگی و شغلی، ریشه در همین ناتوانی در ابراز وجود دارد. فرد نمی‌تواند در زمان مناسب، با آرامش و صراحت نظرش را بیان کند؛ در نتیجه یا سکوت می‌کند و رنج می‌برد، یا زمانی که کاسه صبرش لبریز شد، با عصبانیت واکنش نشان می‌دهد.

چرا باید این زنجیره را بشکنیم؟

اگر در گذشته لیاقت عشق، ثروت یا احترام را به ما نداده‌اند، دلیل نمی‌شود امروز نیز از آن‌ها محروم باشیم. اگر کودک درون ما طرد شده، ما می‌توانیم امروز او را دوباره در آغوش بگیریم.

وقتی عزت‌نفس ساخته شود، وقتی باور کنیم که حق انتخاب داریم، وقتی بتوانیم وجود خود را ابراز کنیم، دیگر نیازی نیست پول‌مان را هدر بدهیم، در روابط اشتباه بمانیم یا برای گرفتن تصمیم، به دنبال تأیید دیگران باشیم.

شخصی که استقلال رأی دارد، مسئولیت انتخاب‌هایش را می‌پذیرد و دیگر بهانه نمی‌آورد. او در برابر شکست نمی‌گوید: “تقصیر پدر و مادرم بود“، بلکه می‌گوید: “یاد گرفتم و ادامه می‌دهم.”

شخصی که عزت‌نفس دارد، خودش را لایق بهترین‌ها می‌داند. با هر خطا از هم نمی‌پاشد. با هر رد شدن تحقیر نمی‌شود. او خودش را می‌بیند، می‌فهمد و دوست دارد.

از کجا شروع کنیم؟

✅تمرین اول – تمرین ابراز وجود

امروز روی یک برگه، هر چیزی که دلتان می‌خواست به کسی بگویید ولی نگفتید را بنویسید.
به پدرتان، مادرتان، همسرتان یا حتی رئیس‌تان.
بدون توهین، فقط آنچه دلتان می‌خواست بگویید.
نگهش دارید یا پاره‌اش کنید، مهم نیست. مهم این است که ذهنتان ببیند شما قدرت دفاع از خودتان را دارید.

✅ تمرین دوم – تصمیم‌های کوچک

از فردا برای خودتان تصمیمات ساده بگیرید. مثلاً:

  • «امروز خودم می‌خواهم انتخاب کنم چه بپوشم.»
  • «خودم تصمیم می‌گیرم چه غذایی بخورم.»
  • «بدون نظرخواهی، برای خودم یک قهوه می‌خرم.»

✅تمرین سوم – مشورت با متخصص، نه خانواده

مشورت با خانواده در امور تخصصی می‌تواند مخرب باشد. همان‌طور که برای جراحی قلب سراغ متخصص می‌روید، برای تصمیمات مهم زندگی هم به روان‌شناس، مشاور مالی، یا کارشناس مربوطه رجوع کنید.

با انجام این 3 تمرین عزت نفس شما چندین برابر می شود و در نتیجه آن می توانید قدرت تصمیم گیری مستقل خود را چندین برابر افزایش دهید.

و در پایان

ما آمده‌ایم تا بهترین نسخه خودمان شویم.
ما لیاقت داریم.
ما می‌توانیم تغییر کنیم.
به‌شرط آنکه دست از سرزنش گذشته برداریم، مسئولیت امروز را بپذیریم و اجازه دهیم خود جدیدمان شکوفا شود.

یادمان نرود: خداوند ما را برای ترسیدن نیافریده، برای رشد، آرامش، عشق و فراوانی خلق کرده است.

اگر از این مقاله لذت بردید، تمرین‌ها را انجام دادید و احساس متفاوتی داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را با ما در میان بگذارید یا این مطلب را برای دوستانی که به آن نیاز دارند، ارسال کنید.

مشاهده جلسه بعدی

 

این مقاله چطور بود؟
۴٫۳ از ۵، ۳ رأی
ادامه‌ی سری دوره طرحواره و تله روانی چیست ؟ جلسه‌ی ۵ از ۸
جلسه‌ی بعد · مقاله چرا احساس تنهایی می کنیم؟ ۳ دقیقه مطالعه بخوان

نظرها

نظر خود را بنویسید…
برای ثبت نظر، با شماره‌ی موبایل وارد شو.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.