شاید این سؤال برای شما پیش آمده باشد که چرا برخی الگوهای فکری و رفتاری ما تکرار میشوند و گاهی باعث میشوند در همان مشکلات قبلی گیر بیفتیم. برای پاسخ به این پرسش، باید به مفهوم “طرحواره” و “تلههای روانی” بپردازیم.
برای آشنایی بهتر، عمیق تر و راحت تر با طرحواره ها پیشنهاد می کنیم مسیر آموزشی را چندین بار بشنوید و سوالات خود را در انتهای هر صفحه از ما بپرسید.
طرحواره یا تله روانی چیست؟
طرحوارهها یا تلههای روانی، به زبان ساده، الگوهای فکری هستند که از دوران کودکی در ذهن ما شکل گرفتهاند. این الگوها به ما کمک میکنند تا در مقابل فشارها و دردهای زندگی واکنش نشان دهیم، اما به مرور زمان، این تلهها میتوانند به عاداتی تبدیل شوند که کنترلشان از دستمان خارج میشود و بر جنبههای مختلف زندگیمان تاثیر منفی میگذارند.
این طرحوارهها معمولاً به واسطهی تجربههای تلخ، کمبودها یا رفتار نادرست والدین و اطرافیان شکل میگیرند و تا بزرگسالی با ما میمانند.
طرحوارهها مثل عینکی هستند که از پشت آن به دنیا نگاه میکنیم؛ اگر این عینک ترک خورده باشد، حتی زیباترین مناظر هم در نگاه ما مبهم و زشت خواهند بود.
برای مثال، تلهی مهرطلبی را در نظر بگیرید. اگر فردی از کودکی یاد بگیرد که باید برای خوشنودی دیگران زندگی کند تا مورد تایید قرار گیرد، در بزرگسالی نیز همواره به دنبال تایید و رضایت دیگران خواهد بود، حتی اگر این کار به ضرر خودش تمام شود. این رفتار در کوتاهمدت ممکن است رضایت بقیه را جلب کند، اما در بلندمدت میتواند منجر به احساس ناکامی و فرسودگی شود.
در ادامه می توانید توضیحات بیشتری از طرحواره ها مشاهده بفرمایید. ولی اگر تمایل به خواندن ادامه مقاله ندارید می توانید فقط ویس های هرجلسه را بشنوید.
مثالی ساده از طرحواره ها
ملیکا، دختری مهربان و فداکار است که از کودکی یاد گرفته به نیازهای دیگران بیش از نیازهای خودش اهمیت بدهد. او در خانوادهای بزرگ شده که مادرش به شدت از او انتظار دارد همیشه مراقب دیگران باشد و از خودگذشتگی کند. هر زمان که مهسا سعی میکند به نیازهای شخصیاش بپردازد یا کمی وقت برای خودش بگذارد، احساس گناه عمیقی به سراغش میآید، انگار که کار اشتباهی کرده است.
ملیکا در محل کار خود نیز همواره بیش از حد نیاز به همکارانش کمک میکند، حتی اگر به ضرر خودش تمام شود. یکی از همکارانش، ثریا، به دلیل تنبلی، همیشه کارهای خود را به ملیکا محول میکند و از او میخواهد که به جای او گزارشها را بنویسد. ملیکا عمیقا از این موضوع ناراحت است، اما نمیتواند “نه” بگوید، چون احساس میکند باید همیشه به دیگران کمک کند و آنها را راضی نگه دارد.
طرحواره درمانی با مطالعه این الگوها، آنها را دسته بندی و برای آنها راهکارهایی یافته است که در ادامه بیشتر با این راهکارها آشنا خواهیم شد.
چرا باید طرحوارهها را بشناسیم؟
خیلی از آموزشهای روانشناسی، فقط روی “تغییر رفتار” تمرکز دارند، اما اگر به ریشههای درونی و زخمهای قدیمی توجه نکنیم، هر تلاشی برای تغییر، موقتی و سطحی خواهد بود.
مثل ریختن شیر در لیوانی که قبلاً داخلش سم بوده! شیر ممکن است سالم باشد، اما لیوان هنوز آلوده است.
تاریخچه کامل طرحواره درمانی
داستان شکلگیری طرحوارهدرمانی به دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد، جفری یانگ، روانشناس آمریکایی و دانشجوی آرون بک، بهعنوان یکی از درمانگران شناختی-رفتاری مشغول به کار بود و بهدنبال راهی برای بهبود نتایج درمانی برای بیمارانی بود که به درمانهای معمولی CBT پاسخ نمیدادند.
یانگ و چند درمانگر دیگر، با ماموریتی ویژه، به سراغ بیمارانی رفتند که به دلیل مشکلات پیچیده و عمیق شخصیتی بهسختی به روشهای معمول درمانی پاسخ میدادند. این بیماران مشکلاتی همچون اختلالات شخصیتی، تجربیات منفی دوران کودکی، و باورهای عمیق ریشهدار داشتند. برای مثال، بیمارانی با باورهای قوی درباره بیارزش بودن یا احساس ناامنی عمیق نسبت به دیگران. این باورها بهقدری درونی شده بودند که بیماران توانایی تغییر آنها را نداشتند و CBT سنتی نیز برای تغییر این باورهای عمیق کافی نبود.
در جریان این تلاشها، یانگ و تیمش متوجه شدند که برای کمک به این بیماران باید به ریشههای عمیقتر باورها و الگوهای ذهنیشان توجه کنند. آنها متوجه شدند نیازهای دوران کودکی این افراد، نادیده گرفته شده بود.
نیازهای برآورده نشده و الگوهای ذهنی مخرب آنها مسبب اصلی مشکلات آنها بودند
یانگ برای توضیح این الگوهای ذهنی پایدار و تأثیر آنها در مشکلات شخصیتی، طرحوارهدرمانی را توسعه داد. او با تلفیق روشهای رواندرمانی مختلف، بهویژه CBT، و استفاده از تکنیکهایی مانند کار با هیجانات، تصویرسازی ذهنی، و تحلیل روابط گذشته، رویکردی جدید خلق کرد که به ریشههای عمیقتر مشکلات بیماران میپرداخت. این رویکرد به بیماران کمک میکرد که طرحوارههای قدیمی و ناسالم خود را شناسایی کنند، باورهای ناکارآمدشان را تغییر دهند و رفتارهای جدید و سالمتری جایگزین کنند.
در نتیجه، طرحوارهدرمانی بهعنوان یک روش جامع و مؤثر برای درمان مشکلات شخصیتی به سرعت در روانشناسی شناخته شد و محبوبیت پیدا کرد، چرا که به بیماران کمک میکرد نه تنها باورهای خود را تغییر دهند، بلکه روابط و تجربههای عاطفی خود را نیز بهبود بخشند و الگوهای جدید و مثبتتری در زندگیشان ایجاد کنند.
انواع طرحواره ها
| نام طرحواره | توضیحات |
|---|---|
| رها شدگی / بیتوجهی (Abandonment/Instability) | احساس ترس از ترک شدن یا بیتوجهی دیگران؛ افراد ممکن است دائم در جستجوی تأیید و محبت باشند و در روابط عاطفی احساس ناامنی کنند. |
| بیاعتمادی / بدرفتاری (Mistrust/Abuse) | ناشی از تجربیات سوءاستفاده یا خیانت؛ افراد احساس میکنند دیگران قصد آسیب رساندن دارند و از روابط صمیمی دوری میکنند. |
| وابستگی / ناقص بودن (Dependence/Incompetence) | فرد خود را ناتوان از مدیریت زندگی بدون کمک دیگران میبیند؛ این حس میتواند منجر به اضطراب و عدم اعتماد به نفس شود. |
| شکست (Failure) | باور به ناتوانی در موفقیت در زمینههای مهم زندگی مانند تحصیل، کار یا روابط؛ منجر به اجتناب از چالشها و کاهش انگیزه میشود. |
| محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation) | باور به اینکه نیازهای عاطفی هرگز برآورده نمیشوند؛ فرد احساس میکند از حمایت و همدلی دیگران محروم است. |
| محرومیت اجتماعی / طرد (Social Isolation) | احساس انزوا، متفاوت بودن و عدم تعلق به جمع؛ منجر به کنارهگیری از جامعه میشود. |
| آسیبپذیری (Vulnerability to Harm or Illness) | ترس شدید از اتفاقات بد، بیماری یا بلایای طبیعی؛ باعث اجتناب از تجربههای جدید و محافظهکاری شدید میشود. |
| نقص / شرم (Defectiveness/Shame) | احساس عمیقِ شرم و بیارزشی بهدلیل نقصهای شخصی؛ فرد از آشکار شدن خود واقعیاش میترسد. |
| استحقاق / خودبزرگبینی (Entitlement/Grandiosity) | فرد خود را برتر از دیگران میداند و توقع دارد نیازهایش بدون محدودیت برآورده شود؛ معمولاً در روابط اجتماعی دچار مشکل میشود. |
| معیارهای سختگیرانه (Unrelenting Standards) | تلاش افراطی برای رسیدن به استانداردهای بالا؛ منجر به کمالگرایی، اضطراب و نارضایتی دائمی از عملکرد خود میشود. |
طرحوارههای ناکارآمد (Maladaptive Schemas)
این طرحوارهها بهطور کلی به تجربههای منفی دوران کودکی و نیازهای عاطفی برآوردهنشده مربوط میشوند و میتوانند به مشکلات روانی و رفتاری منجر شوند:
- طرحواره رها شدگی/بیتوجهی (Abandonment/Instability): این طرحوارهها احساس میکنند که دیگران ممکن است آنها را رها کنند یا به آنها توجه کافی ندارند. افراد با این طرحواره ممکن است بهطور مداوم در جستجوی تأیید و محبت باشند و از ارتباطات عاطفی خود احساس ناامنی کنند.
- طرحواره بی اعتمادی / بد رفتاری (Mistrust/Abuse): این طرحوارهها به تجربیات سوءاستفاده یا بیاعتمادی مربوط میشوند و به افراد احساس میدهند که نمیتوانند به دیگران اعتماد کنند. این افراد ممکن است تصور کنند که دیگران بهدنبال آسیب رساندن به آنها هستند و از برقراری ارتباط با دیگران پرهیز کنند.
- طرحواره وابستگی/ناقص بودن (Dependence/Incompetence): افرادی که این طرحواره را دارند، احساس میکنند که نمیتوانند به تنهایی به زندگی خود مدیریت کنند و نیاز به کمک و حمایت مداوم دارند. این احساس نقص در تواناییها میتواند منجر به اضطراب و عدم خودباوری شود.
- طرحواره شکست (Failure): این طرحواره بر این باور استوار است که فرد در زمینههای مهم زندگی، مانند کار، تحصیلات یا روابط، به موفقیت نخواهد رسید. این احساس شکست میتواند باعث عدم انگیزه و کنارهگیری از چالشهای جدید شود.
- طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation): این طرحواره بر این باور استوار است که فرد نیازهای عاطفیاش برآورده نمیشود و احساس میکند که نمیتواند از دیگران حمایت عاطفی کافی دریافت کند.
- طرحواره محرومیت اجتماعی/ طرد اجتماعی (Social Isolation): این طرحواره احساس انزوا و عدم ارتباط با دیگران را به وجود میآورد و افراد را به سمت کنارهگیری از جامعه سوق میدهد.
- طرحواره آسیب پذیری (Vulnerability to Harm or Illness): این طرحوارهها احساس آسیبپذیری و ترس از خطرات جسمی یا عاطفی را ایجاد میکنند و فرد را از اقدام به کارهای جدید یا به خطر انداختن خود بازمیدارند.
- طرحواره نقص / شرم (Defectiveness/Shame): افرادی که این طرحواره را دارند، احساس میکنند که عیبها و نقصهایی دارند که آنها را از دیگران متمایز میکند و ممکن است از ابراز خود به دیگران بترسند.
- طرحواره استحقاق (Entitlement/Grandiosity): این طرحوارهها به افرادی اشاره دارد که احساس میکنند که باید به دیگران برتری داشته باشند و نیازهایشان باید برآورده شود.
- طرحوارههای معیار های سخت گیرانه (Unrelenting Standards/Hypercriticalness Schema): این طرحواره به الگویی اشاره دارد که در آن فرد برای خود استانداردهای بسیار بالا و سختگیرانهای تعیین میکند و به طور مداوم برای دستیابی به آنها تلاش میکند. این افراد معمولاً دچار کمالگرایی، انتقاد از خود و استرس زیاد هستند و احساس میکنند که هرگز به اندازه کافی خوب عمل نمیکنند.
توضیح چند طرحواره رایج
1. طردشدگی و رهاشدگی
افرادی که در کودکی تجربه طلاق والدین، فوت یکی از آنها، یا مراقبت نامنظم از طرف دیگران را داشتهاند، معمولاً با طرحواره طردشدگی روبهرو هستند.
🔹 نشانهها:
- وابستگی شدید در روابط عاطفی
- ترس از تنها ماندن
- کنترل کردن بیش از حد شریک زندگی
- تجربهی مکرر جدایی یا شکست عشقی
- ذهن این افراد دائم میگوید: “همه میرن، هیچکس برای من نمیمونه.”
2. بیاعتمادی و سوءاستفاده
کودکانی که با خشونت، خیانت، دروغ یا حتی سوءاستفاده جنسی مواجه بودهاند، معمولاً دچار این طرحواره میشوند.
🔹 نشانهها:
- شک و بدبینی دائمی
- ناتوانی در اعتماد کردن
- ترس از صدمه دیدن در رابطه
- زندگی در حالت آمادهباش ذهنی
حتی پنهانکاریهای کوچک والدین (مثل یواشکی از خانه رفتن تا کودک گریه نکند)، میتواند بذر بیاعتمادی را در ذهن کودک بکارد.
3. وابستگی و بیکفایتی
در خانوادههایی که به کودک اجازه تجربه و اشتباه کردن داده نمیشود، طرحواره وابستگی شکل میگیرد.
🔹 نشانهها:
- ناتوانی در تصمیمگیری مستقل
- نیاز همیشگی به حمایت دیگران
- ترس از انجام کارهای مهم به تنهایی
- وابستگی شدید به والدین، همسر یا دوستان
این افراد باور دارند:
“من بدون کمک دیگران از پس زندگی برنمیام.”
4. آسیبپذیری
اگر کودک در محیطی بزرگ شود که پر از ترس، هشدار و هشدارهای افراطی باشد، دنیا را جایی خطرناک و غیرقابلاعتماد خواهد دید.
🔹 نشانهها:
- اضطراب دائمی
- وسواس در سلامت، امنیت یا پول
- ترس از آینده، بیماری، ورشکستگی یا مرگ
- پیشبینی بدترین سناریوها در همهچیز
والدینی که دائم از خطرات دنیا صحبت میکنند، ندانسته این طرحواره را در ذهن فرزندشان ایجاد میکنند.
سه الگوی اصلی در مواجهه با طرحواره: فرار، تسلیم و حمله
وقتی با موقعیتهای چالشبرانگیز روبرو میشویم، معمولاً یکی از سه الگوی واکنشی را انتخاب میکنیم: فرار، تسلیم شدن، یا حمله. هرکدام از این واکنشها ممکن است در دوران کودکی برای محافظت از خود لازم بوده باشند، اما در بزرگسالی به عاداتی ناخودآگاه تبدیل میشوند که ما را در دام تلههای ذهنی قرار میدهند. بیایید نگاهی دقیقتر به هر کدام بیندازیم:
- فرار: برخی افراد وقتی با مشکلات مواجه میشوند، ترجیح میدهند از آن دوری کنند. این الگوی فرار میتواند در زندگی روزمره به شکل انزواطلبی، نادیده گرفتن مشکلات، یا اجتناب از تصمیمگیریهای مهم ظاهر شود.
- تسلیم شدن: افرادی که به الگوی تسلیم شدن تمایل دارند، اغلب خود را قربانی شرایط میبینند و توانایی مقابله با مشکلات را ندارند. آنها برای جلوگیری از مواجهه با مخالفت یا فشار، همیشه از خودگذشتگی نشان میدهند.
- حمله: در مقابل، برخی افراد برای مقابله با فشارها به رفتارهای تهاجمی و خشن روی میآورند. این الگو ممکن است در ابتدا از فرد محافظت کند، اما به تدریج میتواند به روابط او آسیب برساند و احساس انزوا و تنهایی به همراه بیاورد.
تأثیر طرحواره درمانی بر زندگی روزمره
طرحواره درمانی نه تنها به بهبود مشکلات عاطفی و روانی کمک میکند، بلکه تأثیرات مثبت آن میتواند در جنبههای مختلف زندگی روزمره افراد نیز مشهود باشد. این تأثیرات شامل موارد زیر است:
- افزایش خودآگاهی: با شناسایی و تحلیل طرحوارهها، افراد به درک بهتری از خود و رفتارهایشان دست مییابند. این خودآگاهی میتواند به تصمیمگیریهای بهتر و آگاهانهتر منجر شود.
- تقویت مهارتهای ارتباطی: تغییر الگوهای منفی میتواند به بهبود روابط فرد با دیگران کمک کند. افراد با طرحوارههای مثبتتر میتوانند به راحتی احساسات و نیازهای خود را بیان کنند و در نتیجه روابط سالمتری برقرار کنند.
- مدیریت استرس و اضطراب: با تغییر الگوهای فکری منفی، افراد میتوانند به طور مؤثرتری با استرس و اضطراب مقابله کنند. این امر میتواند به بهبود کیفیت خواب و افزایش سطح انرژی روزانه منجر شود.
- افزایش انگیزه و هدفگذاری: افرادی که به طرحوارههای مثبت دست مییابند، معمولاً انگیزه بیشتری برای دنبال کردن اهداف خود دارند. این انگیزه میتواند به پیشرفتهای شغلی و شخصی منجر شود.
چطور این طرحوارهها را تغییر دهیم؟
اولین قدم برای درمان هر زخم روانی، آگاهی و پذیرش آن است.
در جلسات بعدی از دوره طرحواره درمانی، گامبهگام با هم یاد میگیریم که چگونه با شناخت دقیق طرحوارهها، آنها را اصلاح کنیم و زندگی آگاهانهتر، سالمتر و شادتر بسازیم.
کتابی برای مطالعه طرحواره درمانی
کتاب های بسیاری برای مطالعه طرحواره درمانی وجود دارد که بهترین و روان ترین آنها کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید می باشد. این کتاب توسط جفری یانگ نوشته شده است. می توانید خلاصه زندگی خود را دوباره بیافرینید را از اینجا مطالعه نمایید.
همه ما در مسیری که به سمت رشد و آگاهی میرویم، باید نقطهای را پشت سر بگذاریم که به آن “زمان تحول” میگوییم. این زمان، وقتی فرا میرسد که ما از درون برای پذیرش تغییر آماده باشیم. ممکن است بارها جملات انگیزشی و آموزههای عمیق را شنیده باشید، اما تا زمانی که آمادگی واقعی برای تغییر را نداشته باشید، این مطالب اثرگذاری چندانی نخواهند داشت. بنابراین، اگر احساس میکنید که آمادهاید و به نقطهای از پذیرش رسیدهاید، این آموزشها میتوانند به شما کمک کنند تا در مسیری روشن به سوی خودآگاهی گام بردارید.
تمرکز بر تکرار و یادگیری عمیق
تکرار و بازبینی مطالب آموزشی به شدت مهم است. هر بار که به مطالبی که میخوانید یا میشنوید دقت بیشتری میکنید، به لایههای جدیدی از معنا دست مییابید. دنیا با تکرار این آموزهها به ما یادآوری میکند که باید آنها را عمیقتر درک کنیم و در زندگیمان به کار ببریم. به همین دلیل، توصیه میشود که در مسیر یادگیری بهطور مداوم در معرض مطالب آموزشی قرار بگیرید و با دقت بیشتری به آنها بپردازید.
دوره آموزشی بیداری
با شرکت در دوره آموزشی بیداری کمک ما را در این مسر باخود خواهید داشت. در دوره بیداری تمامی طرحواره ها بررسی، موشکافی و توضیح داده می شود و بهترین و ساده ترین راه برای از بین بردن آن طرحواره، به همراه تمرینات عملی بسیار قدرتمند خدمت شما آموزش داده شده است. اگر تمایل دارید در این راه با ما همراه باشید، روی تصویر زیر کلیک بفرمایید:
نتیجهگیری
سفر به سوی خودآگاهی و تغییر تلههای ذهنی، مسیری است که نیاز به صبر، تمرکز و تمرین دارد. در این مسیر، هر مرحلهای از یادگیری به شما نکات و بینشهای جدیدی میدهد. این سفر چالشبرانگیز است اما نتیجهاش، زندگیای پر از آرامش و روابطی سالم و قوی خواهد بود. اگر آمادگی دارید که با هم در این مسیر گام برداریم، به جمع ما بپیوندید و اجازه دهید که با هم به سوی آیندهای روشن حرکت کنیم.
امیدوارم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. اگر این مقاله را دوست داشتید، میتوانید آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و نظرات خود را در بخش دیدگاهها بنویسید.
رسالت شما در ایجاد جامعهای آگاه و آرام
هدف اصلی این دوره آموزشی، نه فقط تغییر فردی، بلکه ایجاد جامعهای متحول و آرام است. با یادگیری و اجرای این اصول، شما میتوانید به سفیران تغییر مثبت تبدیل شوید. هر فردی که در مسیر آگاهی گام برمیدارد، در نهایت بر اطرافیانش نیز تاثیرگذار خواهد بود و این تاثیرات به مرور به جامعه منتقل میشوند. این دوره به شما کمک میکند تا در این مسیر، نقشی فعال و موثر داشته باشید و به بخشی از یک جریان مثبت تبدیل شوید.


نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.