سرنوشت یا اختیار به زبان ساده

حسین ملت خواه؛ روانشناس و مدرس ۶ دقیقه مطالعه به‌روزرسانی
پادکست سرنوشت یا اختیار به زبان ساده

آیا سرنوشت را باید در سَر، نوشت یا اینکه زندگی برای ما مقدر شده است ؟ و ما نمی توانیم کاری برای تغییر آن انجام بدهیم . در این قسمت می خواهیم راجع به این موضوع صحبت کنیم .چون خیلی ها می پرسند :«این سرنوشت که همه راجع به آن صحبت می کنند چیست ؟ ما چرا باید تلاش کنیم؟ چرا باید آموزش ببینیم؟ خب سرنوشت ما مشخص است و همه چیز برای ما مقدر شده است پس داستان چیست ؟ »

0:00 / 0:00

سرنوشت چیست ؟ آیا سرنوشت وجود دارد ؟ یعنی این که آیا زندگی ما از قبل مشخص شده است یا نه، ما حاکم بر حق زندگیمان هستیم ؟

پیشنهاد آخر مقالهسرنوشت یا اختیار؟ جواب این مقاله یک قدم عملی هم دارد که آخرش معرفی کرده‌ام: چهار قسمت ویدیویی رایگان. همین حالا ببینید

یک نکته کوتاه درباره سرنوشت

قبل از این که به سرنوشت اشاره کنم می خواهم یک نکته را به شما بگویم. می خواهم درباره جبر با شما صحبت کنم . چون خیلی ها معتقدند جبر بر زندگی ما حاکم است. یعنی همه چیز از قبل مقدر شده است . خود خدا درباره این موضوع چه می گوید ؟

خدا درباره زندگی ما می گوید : «انسان را در جبر و اختیار آفریده ام .» یعنی هم جبر وجود دارد و هم اختیار.

توضیح کوتاه سرنوشت و اختیار

یک مثال این موضوع را برایمان آشکار خواهد کرد : فرض کنید من پای چپم را بلند می کنم. ( این کار که پای چپم را بلند کردم اختیار من است ). اتفاقی که رخ می دهد این است که من دیگر نمی توانم پای راستم را بلند کنم ( این که من نمی توانم پای راستم را بلند کنم جبر من است ) . حال این سناریو را عکس کنیم. اگر من پای راستم را به اختیار بالا ببرم، پای چپ من باید به اجبار روی زمین باشد . و اگر پای چپم را هم جمع کنم زمین خواهم خورد .

ما با این جبر و اختیاری که داریم می توانیم به هر نقطه ای که می خواهیم برسیم .

جبر زندگی ما چیست ؟

موارد زیر جبر موجود در زندگی ( یا به عبارتی سرنوشت ) ما هستند و ما به اجبار با این شرایط به دنیا آمده ایم :

جبر در زندگی ما

  • جنسیت
  • پدر و مادر
  • کشوری که در آن زندگی می کنیم
  • زبانی که به آن صحبت می کنیم
  • پولی که در ابتدای زندگی داریم یا نداریم
  • قد بلند یا  کوتاه
  • چاقی یا لاقری ژنتیکی
  • رنگ چشم
  • لهجه
  • مدل مو

تمام مواردی که پیش تر گفته شد در واقع جبر زندگی ما هستند . در وجود این موارد صحبتی نیست ، چون همه انسان ها این موارد ( جبر ها ) را دارند . بعضی ها این جبر را بهانه ای برای نرسیدن به خواسته هایشان می کنند . این افراد خوشان را توجیه می کنند که : اگر من در این شرایط زندگی میکنم به دلیل جبر من است . چون من دخترم، من پسرم، چون قد من کوتاه یا بلند است ، چون من پول ندارم، پدر پول دار ندارم، چون من چاق یا لاغر هستم و…

جبر چیست ؟ به همراه مثال

مثالی برایتان می آورم تا با موضوع جبر بیشتر آشنا بشوید :

فرض کنید می خواهید از یک نقطه در شهر به سمت خانه تان حرکت کنید. برای رسیدن به آن خانه شما باید حتما از کوچه و خیابان های از قبل طراحی شده در شهرتان عبور کنید . این جبر شماست! شما نمی توانید برای رسیدن به خانه تان از پشت بام ها بپرید و یا پرواز کنید.

اما این که شما از کدام مسیر به سمت خانه تان بروید در اختیار شماست. قرار نیست اینجا درباره جبر صحبت کنیم ؛ می خواهیم درباره اختیار (یا حداقل سرنوشتمان) سخن بگوییم چون مجموع جبر و اختیار سرنوشت را می سازد . با توضیحی مختصر وارد این موضوع خواهیم شد .

اختیار چیست ؟

هر چیزی که در “اختیار” ما قرار بگیرد سرنوشت ما را خواهد ساخت . ما جبر را داریم و نمی توانیم برای آن کاری بکنیم. در واقع ما باید از خود بپرسیم با اختیار چه کارهایی می توانیم انجام بدهیم ؟

شخصی می گوید : «من در شرایط مالی خیلی بد به دنیا آمده ام .» خب بله درست است ، این جبر آن فرد است . حال بیایید به زندگی افراد موفق نگاه کنیم. می بینیم که همه این افراد در شرایط خیلی بد به دنیا آمده اند اما الان فوق میلیاردر هستند .

جبر آنها یک قدم بود و اختیار آنها ( آموزشی که دیده اند، مهارتی که آموخته اند، آن گفتگوی درونی ای که در خود اصلاحش کرده اند) کل مسیر زندگیشان را تغییر داده است . وقتی شخصی گفتگو های درونی اش را اصلاح می کند سرنوشتش تغییر می کند .

چرا آدم ها تغییر نمی کنند ؟

وقتی ما شخصی را می بینیم که هیچ آموزشی ندیده است ، و نمی خواهد آموزشی هم ببیند . می توانیم آینده اش را پیش بینی کنیم . می گوییم : این فرد با سرعتی که حرکت می کند، اوضاعی که برای خود ساخته است، آموزش هم که نمی خواهد ببیند؛ معلوم است سرانجام به کجا می رسد .

اما اگر ما شکل آگاهی مان را تغییر دهیم سرنوشتمان هم تغییر خواهد کرد . اگر مثلا وارد بازار کار شوم قطعا سرنوشتم هم در بازار کار خواهد بود . یا اگر شروع به درس خواندن کنم سرنوشتم در دانشگاه خواهد بود . پس ما خودمان سرنوشت خود را انتخاب میکنیم .

اگر همه چیز برای من مقدر شده بود و اختیاری نداشتم ، در زندگی پس از مرگ مسئولیتی بر گردن من نبود . اما اینطور نیست . وقتی مواخذه شدم ، باید جواب چیزهایی را دهم که اجازه و اختیار آن را داشتم .

جبر یا اختیار؟

زندگی مانند بازی تخته نرد است . اگر تاس بیاندازی و اعداد 5 و 6 ظاهر شوند ، این هنر توست که از آن اعداد چگونه در بازی استفاده کنی . خیلی ها میگویند:«بازی تخته نرد شانسی است.» اما فقط قسمتی از آن به شانس بستگی دارد .

شانس ، آنطور که مردم میگویند نیست . شانس به معنای آگاهی ، مهارت و تجربه در زندگی است . وگرنه امکان ندارد فردی به طور شانسی اتفاقات خوب را تجربه کند . تحقیقات نشان میدهند بیشتر کسانی که در مدت زمان کم به ثروت هنگفتی(ارث ، برنده شدن در قرعه کشی و…) رسیده اند ، طی 2 تا 5 سال همه آن پول را از دست داده اند .

تحقیقات صورت گرفته درباره زندگی بازیگران معروف و بازیکنان فوتبال به خوبی بیانگر این موضوع است که آن ها ، وقتی دوره ی بازیگری و فوتبالیست بودنشان تمام میشود و پولی برایشان باقی نمیماند ، در بدهی زیادی غرق می شوند ، خودکشی می کنند و یا در فقر می میرند.

قدم بعدیِ شما، رایگان

اختیار از جایی شروع می‌شود که الگو را ببینید

در «شروع سفر قهرمان» می‌بینید چرا آنچه سال‌هاست با خود حمل می‌کنید هنوز حل نشده و مسیر تازه از کجا آغاز می‌شود.

دوره‌ی رایگان «شروع سفر قهرمان»
دوره‌ی رایگان «شروع سفر قهرمان» ۴ قسمت ویدیویی، رایگان
  • قسمت ۱: نام واقعی آنچه شما را آزار می‌دهد
  • قسمت ۲: چرا روش‌های پیشین شکست خوردند
  • قسمت ۳: نقطه‌ی شروع سفر
  • قسمت ۴: جراحی هویت
تماشای رایگان

بیشتر از ۵۰۰۰ نفر این چهار قسمت را دیده‌اند

عاشق خودت باش و شاهکار شو.

این مقاله چطور بود؟
۴٫۱ از ۵، ۳۳ رأی

۶ نظر

نظر خود را بنویسید…
برای ثبت نظر، با شماره‌ی موبایل وارد شو.
  1. با عرض سلام و عرض ارادت و ضمن تشکر بابت مطالب مفیدتون
    توضیحات خوبی بود فقط تنها چیزی که نباید ازش مثال زده میشد ورزش “فوتبال” و مهارت “بازیگری” بود چون این دو مورد سطح درآمدشان بدون چارچوب خاصی بالاست و دور از عدالت اجتماعی هست، یعنی یک شخص کارگر مثلا 20 میلیون تومان یا یک شخص کارمند عالی رتبه حدود 40 میلیون تومان درآمد کسب می‌کند ولی یک فوتبالیست یا یک بازیگر درآمدی به اندازه‌ی چند ده الی چند صد برابر کارگر یا کارمند درآمد دارد بنابراین توضیحات تون خیلی خوب و مفید بود اما ای کاش اینقدر برای ما مردم از فوتبالیست و بازیگر مثال نزنید!

  2. سیدجواد موسوی ۲ سال پیش

    موفق باشید

  3. محمد مهدی نوری نویسنده ۴ سال پیش

    ممنون، پاینده باشید🙏🌹

  4. مجتبی عزیزی ۴ سال پیش

    بسیار عالی

  5. منیره موسوی ۵ سال پیش

    سلام استاد
    واقعا عالی بود

    1. محمد مهدی نوری نویسنده ۵ سال پیش

      درود بر شما ؛ ممنون از این که نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید