بلاگ

سرنوشت یا اختیار به زبان ساده

پادکست سرنوشت یا اختیار به زبان ساده
  • آیا سرنوشت را باید در سَر، نوشت یا اینکه زندگی برای ما مقدر شده است ؟ و ما نمی توانیم کاری برای تغییر آن انجام بدهیم . در این قسمت می خواهیم راجع به این موضوع صحبت کنیم .چون خیلی ها می پرسند :«این سرنوشت که همه راجع به آن صحبت می کنند چیست ؟ ما چرا باید تلاش کنیم؟ چرا باید آموزش ببینیم؟ خب سرنوشت ما مشخص است و همه چیز برای ما مقدر شده است پس داستان چیست ؟ »

    سرنوشت چیست ؟ آیا سرنوشت وجود دارد ؟ یعنی این که آیا زندگی ما از قبل مشخص شده است یا نه، ما حاکم بر حق زندگیمان هستیم ؟

    یک نکته کوتاه درباره سرنوشت

    قبل از این که به سرنوشت اشاره کنم می خواهم یک نکته را به شما بگویم. می خواهم درباره جبر با شما صحبت کنم . چون خیلی ها معتقدند جبر بر زندگی ما حاکم است. یعنی همه چیز از قبل مقدر شده است . خود خدا درباره این موضوع چه می گوید ؟

    خدا درباره زندگی ما می گوید : «انسان را در جبر و اختیار آفریده ام .» یعنی هم جبر وجود دارد و هم اختیار.

    توضیح کوتاه سرنوشت و اختیار

    یک مثال این موضوع را برایمان آشکار خواهد کرد : فرض کنید من پای چپم را بلند می کنم. ( این کار که پای چپم را بلند کردم اختیار من است ). اتفاقی که رخ می دهد این است که من دیگر نمی توانم پای راستم را بلند کنم ( این که من نمی توانم پای راستم را بلند کنم جبر من است ) . حال این سناریو را عکس کنیم. اگر من پای راستم را به اختیار بالا ببرم، پای چپ من باید به اجبار روی زمین باشد . و اگر پای چپم را هم جمع کنم زمین خواهم خورد .

    مطالعه کنید   بزرگترین اشتباه در رسیدن به هدف

    ما با این جبر و اختیاری که داریم می توانیم به هر نقطه ای که می خواهیم برسیم .

     

    جبر زندگی ما چیست ؟

    موارد زیر جبر موجود در زندگی ( یا به عبارتی سرنوشت ) ما هستند و ما به اجبار با این شرایط به دنیا آمده ایم :

    جبر در زندگی ما

     

    • جنسیت
    • پدر و مادر
    • کشوری که در آن زندگی می کنیم
    • زبانی که به آن صحبت می کنیم
    • پولی که در ابتدای زندگی داریم یا نداریم
    • قد بلند یا  کوتاه
    • چاقی یا لاقری ژنتیکی
    • رنگ چشم
    • لهجه
    • مدل مو

    تمام مواردی که پیش تر گفته شد در واقع جبر زندگی ما هستند . در وجود این موارد صحبتی نیست ، چون همه انسان ها این موارد ( جبر ها ) را دارند . بعضی ها این جبر را بهانه ای برای نرسیدن به خواسته هایشان می کنند . این افراد خوشان را توجیه می کنند که : اگر من در این شرایط زندگی میکنم به دلیل جبر من است . چون من دخترم، من پسرم، چون قد من کوتاه یا بلند است ، چون من پول ندارم، پدر پول دار ندارم، چون من چاق یا لاغر هستم و…

     

    جبر چیست ؟ به همراه مثال

    مثالی برایتان می آورم تا با موضوع جبر بیشتر آشنا بشوید :

    فرض کنید می خواهید از یک نقطه در شهر به سمت خانه تان حرکت کنید. برای رسیدن به آن خانه شما باید حتما از کوچه و خیابان های از قبل طراحی شده در شهرتان عبور کنید . این جبر شماست! شما نمی توانید برای رسیدن به خانه تان از پشت بام ها بپرید و یا پرواز کنید.

    اما این که شما از کدام مسیر به سمت خانه تان بروید در اختیار شماست. قرار نیست اینجا درباره جبر صحبت کنیم ؛ می خواهیم درباره اختیار (یا حداقل سرنوشتمان) سخن بگوییم چون مجموع جبر و اختیار سرنوشت را می سازد . با توضیحی مختصر وارد این موضوع خواهیم شد .

    مطالعه کنید   نعمت های خدا برای ما نیست

     

    اختیار چیست ؟ 

    هر چیزی که در “اختیار” ما قرار بگیرد سرنوشت ما را خواهد ساخت . ما جبر را داریم و نمی توانیم برای آن کاری بکنیم. در واقع ما باید از خود بپرسیم با اختیار چه کارهایی می توانیم انجام بدهیم ؟

    شخصی می گوید : «من در شرایط مالی خیلی بد به دنیا آمده ام .» خب بله درست است ، این جبر آن فرد است . حال بیایید به زندگی افراد موفق نگاه کنیم. می بینیم که همه این افراد در شرایط خیلی بد به دنیا آمده اند اما الان فوق میلیاردر هستند .

    جبر آنها یک قدم بود و اختیار آنها ( آموزشی که دیده اند، مهارتی که آموخته اند، آن گفتگوی درونی ای که در خود اصلاحش کرده اند) کل مسیر زندگیشان را تغییر داده است . وقتی شخصی گفتگو های درونی اش را اصلاح می کند سرنوشتش تغییر می کند .

     

    چرا آدم ها تغییر نمی کنند ؟

    وقتی ما شخصی را می بینیم که هیچ آموزشی ندیده است ، و نمی خواهد آموزشی هم ببیند . می توانیم آینده اش را پیش بینی کنیم . می گوییم : این فرد با سرعتی که حرکت می کند، اوضاعی که برای خود ساخته است، آموزش هم که نمی خواهد ببیند؛ معلوم است سرانجام به کجا می رسد .

    اما اگر ما شکل آگاهی مان را تغییر دهیم سرنوشتمان هم تغییر خواهد کرد . اگر مثلا وارد بازار کار شوم قطعا سرنوشتم هم در بازار کار خواهد بود . یا اگر شروع به درس خواندن کنم سرنوشتم در دانشگاه خواهد بود . پس ما خودمان سرنوشت خود را انتخاب میکنیم .

    مطالعه کنید   نعمت های خدا برای ما نیست

    اگر همه چیز برای من مقدر شده بود و اختیاری نداشتم ، در زندگی پس از مرگ مسئولیتی بر گردن من نبود . اما اینطور نیست . وقتی مواخذه شدم ، باید جواب چیزهایی را دهم که اجازه و اختیار آن را داشتم .

     

    نقش شانس در زندگی

    زندگی مانند بازی تخته نرد است . اگر تاس بیاندازی و اعداد 5 و 6 ظاهر شوند ، این هنر توست که از آن اعداد چگونه در بازی استفاده کنی . خیلی ها میگویند:«بازی تخته نرد شانسی است.» اما فقط قسمتی از آن به شانس بستگی دارد .

    شانس ، آنطور که مردم میگویند نیست . شانس به معنای آگاهی ، مهارت و تجربه در زندگی است . وگرنه امکان ندارد فردی به طور شانسی اتفاقات خوب را تجربه کند . تحقیقات نشان میدهند بیشتر کسانی که در مدت زمان کم به ثروت هنگفتی(ارث ، برنده شدن در قرعه کشی و…) رسیده اند ، طی 2 تا 5 سال همه آن پول را از دست داده اند .

    تحقیقات صورت گرفته درباره زندگی بازیگران معروف و بازیکنان فوتبال به خوبی بیانگر این موضوع است که آن ها ، وقتی دوره ی بازیگری و فوتبالیست بودنشان تمام میشود و پولی برایشان باقی نمیماند ، در بدهی زیادی غرق می شوند ، خودکشی می کنند و یا در فقر می میرند .

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۵ رای
    اشتراک گذاری:

    2 دیدگاه

    به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

    دیدگاهتان را بنویسید