بزرگترین اشتباه در رسیدن به هدف

  • همه ما اهداف و خواسته هایی داریم که سعی می کنیم آنها را بدست بیاوریم. در این میان روانشناسی و نظریه هایی شبیه به روانشناسی درتلاش اند ما را برای رسیدن به خواسته و اهدافمان یاری کنند . یکی از این موارد قانون جذب است . درقانون جذب ( البته آن چیزی که اکثر ما به اشتباه آن را قانون جذب می خوانیم ) گفته شده است که برای رسیدن به خواسته هایتان باید با خود بگویید :« من آن را دارم.» تا ذهنتان آن را بپذیرد و شما را در دستیابی آن یاری کند.

    مشکل از همین شروع می شود که خیلی از افراد با این روش شروع به کار می کنند و در نهایت بعد از چند وقت بی هیچ نتیجه ای آن هدف را رها می کنند . دقت کنید گفتیم :« بی هیچ نتیجه » در این پادکست  می خواهیم دست این اشتباه بزرگ را برایتان رو کنیم و دلیل غلط بودن آن را نیز برایتان تشریح کنیم . پس با ما همراه باشید.

     

    رسیدن به هدف

     

    روش اشتباه در بیان خواسته ها

    آیا ما برای رسیدن به خواسته هایمان باید  با خود بگوییم یا بنویسیم من به این خواسته میرسم ؟ یا این که بگوییم من این خواسته را دارم ؟من به این ماشین میرسم یا این که من این ماشین را دارم ؟ من به این خانه میرسم یا این که من این خانه را دارم؟

    در تمام کتب، به خصوص در کتبی که در خصوص قانون جذب نوشته شده اند . تاکید بر این است که ما بگوییم : « من فلان چیز را دارم .» اما هیچ دلیل علمی ای برای آن نیاورده اند که چرا ما باید بگوییم :«من فلان چیز را دارم » وقتی که آن را ندارم . و از آن مهم تر زمانی است که به ما گفته می شود بابت چیزی که ندارید شکرگزاری کنید.دلیلشان هم این است که اگر شکرگزاری کنید، خودِ آن چیز به سمتتان می آید.

    یا این که می گویند برای رسیدن به خواسته ای ، مثلا وقتی می خواهید ماشینی را بدست بیاورید، باید با خودتان بگویید : « من این ماشین را دارم.» حال این ماشین می تواند بنز، کادیلاک، پژو یا پراید و… باشد . شما باید آنقدر این جمله را تکرار کنید تا ذهنتان آن را باور کند و زمانی که ذهن شما این را باور کرد، شما به آن می رسید .

     

    ذهنمان قبول نمی کند

    بعضی ها می گویند : « ما این جملات را تکرار می کنیم ولی ذهنمان با ما مخالفت می کند ، ذهنم این را مسخره می داند . یعنی من که ماشین ندارم باید با خودم بگویم آن را دارم ؟!.» جواب کتب به این سوال این است که : « نه، شما باید به این ایمان برسید !» مردم می پرسند : « خب ما چطور ایمانمان را تقویت کنیم ؟ » کتب و مدرس های قانون جذب می گویند :« شما برای این که به ایمان برسید باید مدام این جمله (من فلان چیز را دارم) را تکرار کنید .» حال ما ذهنمان را گول زدیم و ذهنمان این موضوع را پذیرفت، حال چه ؟ آیا ما واقعاً به خواسته مان می رسیم ؟ جواب می دهند:« بله می رسید .» سوال اصلی اینجاست :« پس چرا خیلی ها نمی رسند ؟»

    مطالعه کنید   نعمت های خدا برای ما نیست

    پس چرا در میان افرادی که با قانون جذب کار می کنند برخی به خواسته هایشان می رسند ولی برخی دیگر نه ( به خواسته شان نمی رسند ) ؟ و افرادی که نتیجه نمی گیرند خیلی بیشترند . دلیل این اتفاق چیست؟ ما نمی گوییم قانون جذب ایراد دارد. اتفاقا قانون جذب واقعیت دارد ، اما نه آن چیزی که به ما گفته شده است .

     

    تحریف واقعیت قانون جذب ؟

    حقیقت این است ، مطالبی که ما درباره قانون جذب مدام می شنویم پر شده است از قوانین اضافی  و من در آوردی که بعدا به آن اضافه کرده اند . آنقدر مطالب عجیب در این کتب شده است که باعث تعجب اهل فن می شود . و زمانی که درباره نویسنده آن کتب تحقیق می کنیم ، متوجه می شویم که این فرد ناگهان از دل تاریخ بیرون آمده و قبل از آن، این فرد هیچ جا نبوده و تابحال نیز از ایشان سخنی به میان نیامده است.

    این فرد یا افراد مطالبی را از کتاب راز و کتاب های دیگر که از سال 2007 به بعد نوشته شده است جسته و گریخته کپی و آنها را در مجموعه ای به عنوان کتاب خودشان ارائه کرده اند.

     

    کپی در نوشته ها

    مشکل مرسومی که نویسنده ها  ( چه در خارج از ایران و چه در ایران )  دارند ، این است که 90 درصد آنها مطالب کتاب های دیگر را جمع آوری کرده اند و خود هیچ تجربه ای درباره مطالب ارائه شده ندارند . این افراد فقط مطالب کتاب های دیگر را نقل می کنند . در این حالت شما می توانید در 1 سال ده کتاب بنویسید

    اما 10 درصد مابقی نویسنده ها محقق هستند . فرد طبق آمار، تحقیقات و دست آورد ها کلی اطلاعات جمع کرده و یک کتاب نوشته است . این افراد برای یک کتابشان چندین سال زمان می گذارند .

     

    تئوری رسیدن به هدف

    در قانون جذب همه کتاب ها می گویند برای رسیدن به هدف یا خواسته تان بگویید :« ما آن را داریم» . نکته قابل توجه این است که همه کتاب ها این مطالب را از روی یکدیگر برداشته و کپی کرده اند . این افراد تحقیقی برای این صحبت هایشان انجام نداده اند . یک فرد در کتابش تئوری ای داشته و گفته است که اگر به این شکل خواسته تان را مطرح کنید بهتر است . از قضای روزگار این فرد آدم بزرگی هم بوده است . فردی که نفوذ بالا، مطیع ، هنر جو ، برش و… داشته است . که این موارد به گسترش و ترویج تئوری اش کمک کرده است .

    افرادی که مطیع این فرد هستند در کلاس وی این تئوری را می شنوند و پیش خود می گویند این فرد حتما برای گفته هایش دلیل دارد و با پشتوانه تحقیقاتی این صحبت ها را می کند . پس تمام صحبت های آن فرد بزرگ را به عنوان یک حقیقت در کتاب خودشان می آورند و به این شکل یک دروغ جهانی می شود .

    مطالعه کنید   سرنوشت یا اختیار به زبان ساده

     

    جهانی شدن یک دروغ

    بعد از این که این دروغ جهانی شد و ما می گوییم این کار را انجام ندهید همه می گویند این فرد مخالف بقیه صحبت می کند . ما مخالفت نمی کنیم، فقط افرادی هستیم که از خودمان سوال می پرسیم: « آیا این حرفی که من در کتب قانون جذب و… می خوانم واقعیت دارد؟ اگر واقعیت دارد پس باید با اجرای این تکنیک نتیجه بگیرم .

    برای این مورد می توانم بگویم اگر این تکنیک واقعیت دارد، زمانی که به خودمان می گوییم : « من فلان چیز را دارم .» ذهنمان نباید با ما مقاومت و مخالفت کند .بعضی هم برای این که بتوانند روششان را توجیه کنند می گویند :« شما با انجام این کار می خواهید ذهنتان را گول بزنید . یعنی وقتی شما می گویید من این خانه را دارم؛ درواقع درحال گول زدن ذهنتان هستید و وقتی ذهنتان گول بخورد آن را باور کرده و شما به خواسته تان می رسید .»

    نه، ما با این روش فقط خودمان را گول می زنیم . برای شیوایی کلام مثالی برایتان می آوریم .

     

    مثالی برای دروغ گفتن به خود

    خیلی ساده خدمتتان عرض می کنم. می خواهم به یک نفر بگویم : « من می خواهم هفته بعد یک شلوار بخرم.» خب الان شما متوجه صحبت و خواسته من شدید.حال اگر قرار باشد من این جمله را طبق اصولی که قبلا صحبتش را کردیم بگویم چطور باید آن را بیان کنم؟ در ادامه لیستی از عبارات ممکن برایتان آورده ایم :

    -من این شلوار را دارم

    -من هفته بعد این شلوار را دارم

    -خدایا شکرت که من هفته بعد این شلوار را دارم

    -خدایا شکرت من این شلوار را دارم( من که هنوز شلواری ندارم، هفته بعد می خواهم آن را بخرم)

    حال پیش خود فکر کنید؛ مکالمه ما در روزمره چه شکلی است ؟ اگر کسی با ما اینطور صحبت کند او را مسخره نمیکنیم؟ به او نمی خندیم؟ تو هفته بعد شلوار داری؟ تو قراره هفته بعد شلوار داری؟! ( تمامی غلط های نگارشی این پاراگراف برای ادای بهتر مطلب، به صورت اشتباه نوشته شده است و در واقع غلط محسوب نمی شود )

    ولی وقتی من قرار است یک شلوار جین مشکی بخرم،می گویم : « قرار است هفته بعد این اتفاق رخ بدهد.»

     

    یک نکته از کتاب هنر جنگ

    می خواهم یک نکته از کتاب هنر جنگ برایتان بازگو کنم . این کتاب می گوید :« اگر یک دروغ را به کرّات بگویید، این دروغ به واقعیت تبدیل می شود .» خیلی از سیاست مدار ها (در تمام دنیا) از این مطلب استفاده می کنند. این افراد یک دروغ را به دفعات زیاد تکرار و بر آن تاکید می ورزند. و این کار باعث می شود مردم این دروغ را باور کنند؛ دروغی که اصلا رنگی از واقعیت به خود ندیده است .

    در این پادکست نکته ای از کتاب هنر جنگ؛ نوشته ی سان تزو آورده شده است و به ما در درک مفهوم واقعیت پیدا کردن دروغ ها کمک می کند . از این مثال در پادکست بزرگترین اشتباه در رسیدن به هدف استفاده شده است
    تصویر کتاب هنر جنگ، اثر سان تزو

     

    وقتی می گویم من به خواسته ام رسیده ام

    حال وقتی می خواهم به خواسته ای برسم و بسیار زیاد می گویم :«من آن را دارم.» طبق قاعده ای که قبل تر گفته شد، ذهنم آن را باور میکند. زمانی که ذهنم آن را باور کرد، با خود می گوید :« خب من این(خواسته) را دارم. »

    مطالعه کنید   سرنوشت یا اختیار به زبان ساده

     

    تلاش برای رسیدن به هدف

    مسئله اصلی همینجا خود را نشان می دهد. زمانی که ذهن من این جمله­ی کذب را باور کرد، دیگر تلاشی برای رسیدن به آن انجام نمی دهد. فرض کنید من الآن یک تیشرت صورتی دارم. زمانی که به بوتیکی میروم و قصد خرید تیشرتی دارم، دیگر رنگ صورتی آن تیشرت را که نمی خرم. دنبال رنگ دیگری می گردم و قصد خرید آن را می کنم. حتی شاید از خرید تیشرت صرف نظر کنم و یک پیراهن بخرم؛ ولی در هر حال به دنبال تیشرت رنگ صورتی نخواهم بود.

    وقتی من با خودم میگویم :« من این را دارم.» مغزم هم به من می گوید :« خب معلوم است که من این را دارم. پس چه نیازی هست که من به دنبال آن بروم ؟ » جدا از این که با این کار خودم را فریب می دهم، وقتی مغرم هم این را باور کرد ، دیگر تمایلی به حرکت سمت آن را ندارد.

     

    تلاش برای رسیدن به هدف مهم است

    اصلی ترین چیزی که ما برای رسیدن به یک هدف نیاز داریم، تلاش و کوشش است . تا زمانی که ما حرکتی به سمت اهداف و نیاز هایمان نکنیم هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد . قانون جذب و باقی راه های رسیدن به موفقیت و اهداف، زمانی به ما در رسیدن به خواسته هایمان کمک می کنند که به سمت نتیجه حرکت کنیم. بدون تلاش هرگز به مراد دلمان نخواهیم رسید؛ مهم نیست کتب در این باره چه می گویند

    البته این را هم اضافه کنم که نیاز به تلاش کردن نافی کار کردن بر روی ابعاد ذهنی نیست . خلاصه بگویم :« شما باید هم بر روی ذهنتان و هم بر روی ارده تان کار کنید. بدون حرکت به سمت هدف و  با خیال پردازی صرف، ما فقط یک رویا پرداز هستیم، نه چیز بیشتر »

     

    چطور به اهداف و خواسته هایمان برسیم ؟

    پس با این اوصاف ما برای رسیدن به خواسته مان به چه چیزی نیاز داریم؟ در این که ما باید کاری کنیم ، ذهنمان خواسته مان را باور و چیزی را قبول کند هیچ شکی نیست . خود ناپلئون هیل می گوید: « سخت ترین کار دنیا این است که بپذیریم می توانیم موفق شویم. »

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۳ رای

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.