چطور با آلفای ذهنی می توانیم موفق شویم ؟

چطور با آلفای ذهنی می توانیم موفق شویم ؟

خیلی از دوستان سولاتی راجع به قدرت آلفای ذهنی و این که چطور می تواند باعث موفقیت ما شود پرسیده بودند و این سوالات باعث شد مقاله ای راجع به این موضوع بنویسیم. در ادامه بیشتر راجع به قدرت آلفا و تاثیر آن بر موفقیت و حال خوب صحبت خواهد شد ؛ با ما همراه باشید.

 

ترس چیست؟

موفقیت صرفا بدست آوردن مقداری پول نیست . موفقیت یک تلاش مستمر برای رسیدن به خواسته ها است . مشکل خیلی از افرادی که نمی توانند موفق بشوند این است که ذهنشان برای موفقیت برنامه ریزی نشده است  و به همین دلیل همیشه می پرسند که چرا من چرا موفق نیستم ؟متاسفانه ذهن ما برای شکست برنامه ریزی شده است و به بهترین شکل این کار را انجام می دهد .

متاسفانه این اتفاق خیلی پیش می آید که پدر و مادری برای این که فرزندشان به حرفشان گوش دهد به او می گویند : ببین میدم عمو ببرتتا ،به اون آقا پلیسه میگم ببرتت زندان یا به اون آقاهه میگم بیاد دعوات کنه و همانطور که گفتم متاسفانه فرزنداشان را می ترسانند تا کاری را که می گویند انجام دهد .

ولی اصل ماجرا زمانی مشاهده می شود که فرزندشان بزرگ می شود ، کودکشان با این کار تباه می شود . ( البته من به آن والدین خرده ای نمی گیرم، چون سالیان سال روال تربیت فرزندان به این شکل بوده است و آنها نیز با این شیوه بزرگ شده اند .) واقعیت این است که ما اصول درست برخورد کردن را نیاموخته ایم .

 

چطور با آلفای ذهنی می توانیم موفق شویم ؟ ترس چیست ؟

 

 

ترس در همه ما درونی شده است 

داستان بالا خیلی برای ما آشنا و قابل درک است ، چون اکثر ما با این روال بزرگ شده ایم و هنوزم که هنوز است در ترس هایمان زندگی می کنیم و در آن ها غرق شده ایم در واقع ترس در ناخودآگاه ما ریشه دوانده است .وقتی من کودکم را از ممد قلی و عموه و… می ترسانم تا کار هایی را انجام دهد که من می گویم ، کودکم ترسو شده است و آدم ترسو از چیز هایی که در آینده خواهد دید هم می ترسد . چیز هایی مثل: کنکور، موفقیت، عدم موفقیت، تشکیل خانواده و… .

 

انواع ترس در زندگی 

ترس در تمام زندگی ما ریشه دوانده است و هر کجا که نگاه می کنیم ترس را می بینیم . مثلا همه ما دوست داریم پولدار بشویم ولی ترسی به نام «سقف مالی » که باعث می شود همیشه از موفقیت مالی دور بمانیم .همه ما دوست داریم زندگی خوبی داشته باشیم ؛ برای آن برنامه ریزی می کنیم، درباره اش فکر می کنیم و منتظر آن خوشبختی هستیم ولی زمانی که به آن نزدیک می شویم و یا حتی به آن می رسیم،  کارهایی را از روی ترس و چیز های دیگر انجام می دهیم که باعث می شود از خوشبختی دور شویم .

 

یک نکته جالب راجع به ناخودآگاه

وقتی به مراجعانی که به شدت از پدر و مادرشان شاکی هستند می گویم آنها هم همان رفتار پدر و مادرشان را دارند به شدت شوکه و ناراحت می شوند. آنها در اولین واکنش می گویند : نه من اصلا این طور نیستم . ولی زمانی که با آنها کار می کنم و کمی عمیق تر می شویم ، آن فرد متوجه می شود که خودش هم این رفتار را در خودش دارد . این نکته را از من به یاد داشته باشید : هر رفتاری را که در پدر و مادرمان می بینیم ،

خودمان هم آن مشکل را داریم 

ما هر رفتاری را که از آن بدمان می آید در خودمان داریم . وقتی از رفتار یک سری آدم ها بدمان می آید، خودمان آن رفتار را داریم . شخصی از این که ادارات کار مردم را دیر و با تاخیر انجام می دهند بسیار ناراحت بود . وقتی کمی بیشتر با او صحبت کردم و جزئیات بیشتری راجع به رفتارش پرسیدم ، هر دو متوجه شدیم که او کار بعضی از افراد را دیر انجام می دهد .

وقتی از توهین بدم می آید در واقع خودم هم این کار را انجام می دهم . حال یا در دلم با خودم، یا در دلم با دیگران یا بصورت مستقیم با دیگران به ایشان توهین می کنم ! اگر من از غیبت کردن دیگران بدم می آید ، به این دلیل است که من هم آن کار را انجام می دهم . پس این موضوع نقطه ضعف خود من است . یعنی بزرگترین دشمن خودم، خودم هستم . اگر من یاد بگیرم با خودم درست رفتار کنم همه چیز درست می شود . و همه این ها در ناخودآگاه ما انجام می شود .

مطالعه کنید   تغییر باورهای محدود کننده با قدرت آلفا

 

چرا موفق نیستم ؟

چند روز قبل شخصی پیام داد و گفت :« دورتون رو رایگان به من بدید ، اگر نتیجه گرفتم 2 برابر مبلغ دوره رو پرداخت می کنم ! می دونید آخه من کلی دوره شرکت کردم  و نتیجه نگرفتم، میترسم دوره شمام این شکلی باشه .» به ایشان گفتم :« دوست خوبم شما دو تا مشکل دارین . 1) انگیزه ای برای یادگیری نداری 2) ظرفت پره .»

این دو مسئله در موفقیت ما نقش بسزایی دارند به همین دلیل سعی می کنم اندکی درباره این موارد توضیح بدهم . این دو مورد باعث می شوند ما چیزی یاد نگیریم . ظرف ما پر است ؛ پر از چی ؟ پر از چیز های بیهوده که دیگران به ما داده اند ، پر از نشدن ها ، پر از سختی ها ، پر از این که باور نداریم که می توانیم به موفقیت برسیم ها ( به زبان می گوییم ولی باور نداریم .). تمام ماجرا این است که به شما یاد بدهم کافیست برنامه ای در درون ناخودآگاهمان قرار دهیم . چون در آن ناخودآگاه چیز هایی ریخته اند که باعث شکستمان می شوند .

برای مثال شخصی می گوید :« من ورشکست شدم ؛ اونم نه یک بار یا دوبار ،  بلکه سه بار … . »چرا من موفق نیستم ؟  چرا ما ورشکست می شویم آن هم سه بار! چون ذهن ما برای شکست برنامه ریزی شده است ، مشکل از شانس نیست مشکل از تصاویر غلط ذهنی مان است .

حال با این که چه کسی تصاویر غلط ذهنی مان را ساخته است کاری نداریم .شاید پدر مادر ، جامعه، محیط کار، دوستان و آشنایان و … . این موضوع اصلا مهم نیست. مهم این است که این تصاویر غلط در ذهن ما وجود دارند و تا زمانی که این تصاویر ذهنی هستند،  ماجرا همین است و ما هیچ تغیرری نخواهیم کرد .

 

رابطه تصویر ذهنی با مشکلات

از کجا متوجه شویم که این تصاویر ذهنی است که باعث مشکلات ما شده است ؟ کافیست به الآن خود نگاهی بیاندازید و آن را با گذشته تان مقایسه کنید . چقدر از مشکلاتی که الآن برای شما بوجود آمده اند شبیه به مشکلات شما در گذشته اند ؟ آیا این مشکلات تکراری اند ؟ اگر مشکلات شما تکراری اند نشان دهنده این است که یک الگو پشت این ماجراست . و جواب این سوال که چرا موفق نیستید در وجود خودتان است .

 

الگوی ذهنی چیست ؟

الگو کاریست که ما بصورت مداوم انجام می دهیم . بر فرض مثال  من بند کفشم را چگونه می بندم ؟ ممکن است همین الآن نتوانیم سریع بگوییم این شکلی ، شاید به مقداری زمان برای فکر کردن به این موضوع نیاز داشته باشیم . ولی بعد از فکر کردن متوجه می شویم ما این کار را چندین سال قبل یاد گرفته ایم . ولی نیازی نیست هر روز به آن فکر کنیم . به راحتی آن را می بندیم . یا مثلا چطور شلوارمان را می پوشیم ؟ آن را نیز نمی دانیم و اصلا نیازی به توجه به آن نداریم .

حال اگر بخواهیم این الگو ( پوشیدن شلوار ) را تغییر دهیم به مشکل بر خواهیم خورد . و ممکن است بار ها زمین بخوریم . چون ما همیشه با یک الگو این کار را انجام داده ایم. و اگر نیازی به تغییر آن باشد مدتی طول خواهد کشید ( و این مدت بستگی به قدرت و قدمت آن الگو دارد ) . الگو یعنی این؛ این که ما چطور به مسائل فکر می کنیم .

 

چرا آدم ها تغییر نمی کنند ؟

مثلا پستی در صفحه مان انتشار می دهیم . افرادی با آن موافقند و تشکر می کنند؛ عده این نیز با آن مخالف اند و صحبت های ناخوشایندی می کنند .چرا این اتفاق رخ می دهد ؟ چون با الگوی ذهنی آنها ( تصاویر ذهنی شان ) مخالف است . اکثرا ما با الگو های ذهنی مخالفمان درگیر می شویم و قبول نمی کنیم چیزی خارج از الگوی ذهنیمان باشد . به همین دلیل آدم ها تغییر نمی کنند . افرادی تغییر می کنند که ناخودآگاهشان را برنامه ریزی کنند .

 

مطالعه کنید   آموزش کنترل ذهن با قدرت آلفای ذهنی

ناخودآگاه چیست؟

به اعتقاد روانشناسان بزرگ تمام اطلاعات، داده ها ، باور ها ، علایق ما و… در آن 80 درصد از مغز است که ما هیچ گاه آن را نمی بینیم و به آن توجه نمی کنیم . و 20 درصد مابقی توانایی های ما آن چیزی است که الآن هستیم .شکلی که داریم ، کاری که با اراده آن را انجام می دهیم و… .

مثلا من زمانی که می خواهم عینکم را از روی صورتم بردارم بصورت آگاهانه عمل می کنم . ولی اگر کمی بیشتر دقت کنم می فهمم من این کار را با دست راست انجام می دهم ، چون عادت کرده ام و این رفتار جزوی از ناخودآگاه من شده است . تفکر ما برای رسیدن به موفقیت باید ناخودآگاه باشد . یک ورزشکار ( مثلا کاراته کار) حرفه ای در وسط مسابقه هیچ وقت به حرکاتش فکر نمی کند .چرا ؟ چون این فرد سالیان سال ضربه زده است و الآن دیگر زمان فکر کردن به ضربات نیست؛ فقط باید ضربات زده بشوند .

یک فوتبالیست سال های زیادی را برای تمرین شوت و دریبل صرف کرده است و دیگر در زمان مسابقه به این فکر نمی کند که چطور باید دریبل را انجام دهد. فقط طبق تمرین و عادت هایش این کار را انجام می دهد .ما هم دقیقا همین کار را انجام می دهیم .

 

چطور با آلفای ذهنی می توانیم موفق شویم ؟

 

چرا نمی توانیم خودمان را دوست داشته باشیم ؟

وقتی به فردی می گوییم خودت را دوست داشته باش، این فرد نمی تواند خودش را دوست داشته باشد چرا ؟ چون داده های غلطی در ناخودآگاه این فرد وجود دارد که نمی گذارد آن فرد خودش را دوست داشته باشد . از کودکی به ما یاد داده اند تو دوست داشتنی نیستی اگر باب میل ما رفتار نکنی . خب ما این را آموخته ایم ! پس چطور می توانم خودم را دوست داشته باشم ؟ من باید باب میل یک نفر باشم . قبلا باب میل پدر و مادرم بودم ، الآن باید باب میل رئیسم باشم ، باب میل دوستم بایم، باب میل همسرم باشم و… . پس کی خودم را دوست داشته باشم ؟ کی خودم باشم ؟

من شناگر هستم و این کار که از سرسره های استخر استفاده کنم و جیغ بکشم را دوست دارم . روزی به همراه دوستم به استخری رفتیم . من سر خوردن را شروع کردم و فریاد می زدم . دو نفر که سن بالایی داشتند به من می خندیدند و کنار دوستم می گفتند :«این مسخره بازیا چیه ؟» دوستم به آنها گفت : « اونی که می بینین اونجا داره سر میخوره روانشناسه » آنها گفتند: « روانشناس یه مملکتو نگاه کن ، داره عین بچه ها بازی می کنه » دوستم به آنها گفت :« اون آدمی که میبینین دوست منه و داره خودش رو تخلیه میکنه تا روز خوب و آرومی داشته باشه .» بعد از کمی گپ و گفت آن دو نفر هم شروع به انجام این کار کردند و سعی می کردند سر بخورند و جیغ و داد بکشند . ولی باز هم اعماق وجودشان نگران این بودند که مردم درباره ما چه فکری می کنند ؟ چون عادت کرده بودند  و ناخودآگاهشان به آنها چیز دیگری می گفت !

خیلی ها به من می گویند چرا رفتارت مانند بقیه نیست ؟ می گویم برای این است که بقیه همیشه درحال خجالت کشیدن هستند . چرا ؟ خودشان هم نمی دانند! اما من دلیلش را می دانم . دلیلش برنامه ریزی ذهنی است . ما باید این برنامه ریزی ذهنی را تغییر بدهیم . اما سوال اصلی این است . چطور ؟ با قدرت آلفا می توانید این کار را انجام دهید . حالا قدرت آلفا چیست ؟ در ادامه بیشتر راجع به قدرت آلفا صحبت خواهیم کرد .

 

قدرت آلفای ذهنی چیست ؟

این سوال که قدرت آلفای ذهنی چیست ؟ بسیار پرسیده می شود . اگر بخواهم ساده و در یک جمله قدرت آلفا را تعریف کنم ، به شما می گویم :« قدرت آلفای ذهنی ، خود هیپنوتیزمی است .» یعنی خودتان را هیپنوتیزم می کنید . هیپنوتیزم چیست ؟ هیپنوتیرم یعنی شما خودتان ( ذهنتان ) را برنامه ریزی می کنید .همانطور که دلمان می خواهد این برنامه ریزی را انجام می دهیم . در حالت عادی ما نمی توانیم رفتار خودمان را تغییر دهیم . چون این ته ناخودآگاه ما است! ولی اگر شما بتوانید خودتان را هیپنوتیزم کنید و دستوراتی را به خودتان بدهید ، ذهنتان آن را قبول می کند و می گوید چشم . کار مغز همین است ؛ هرچه شما بگویید ، می گوید چشم .

مطالعه کنید   حالت آلفای ذهنی چیست ؟

ولی وقتی به چیزی می گوید چشم، باید آن را پذیرفته باشد . و اگر مغز ما چیزی را پذیرفته باشد دیگر برعکس آن را قبول نخواهد کرد . یعنی اگر باور من این باشدکه موفق می شوم ، غیر از آن را قبول نمی کنم .یعنی اگر بگویم من ورزش می کنم و بدن عضلانی ای می سازم و وزنم کم تر می شود ، ذهنم می گوید چشم، ولی فقط باید آن را پذیرفته باشد . ولی اگر باور نکند ، می گوید : « بابا ولش کن، من با این ورزش کردن به هی جایی نمیرسم !».

وقتی من درس می خوانم و در گفتگوی ذهنی با خودم می گویم : « من با این درس خوندنم به هیچ جایی نمیرسم .» ( این در واقع همان باور محدود کننده است ) ولی اگر شخص خودش را هیپنوتیزم کند و به خودش بگوید من همه این ها را متوجه می شوم ، باور می کند . واقعیت این است که ما در جهانی زندگی می کنیم که همه چیز در آن باور است .

 

چطور در حالت آلفای ذهنی باور هایمان را تغییر دهیم ؟

می توانم کلی مثال از زندگی شخصی و… برای شما بیاورم که نشان می دهد تمام دستاورد های شما به باور های تان بستگی دارد . این که شما چه درآمدی دارید ، بستگی به باور شما دارد . کافیست وارد حالت آلفای ذهنی شوید و این باور را در جا عوض کنید . بعضی ها به من می گویند : « من عزت نفس و اعتماد به نفس پایینی دارم. » می گویم تمام این ها فقط به خاطر بعضی از باور های غلط شما است . بعضی ها می گویند من افسرده هستم  چه کنم ؟ می گویم  باید باورت را تغییر دهی .  آدم شاداب یک باوری دارد و آدم افسرده باور دیگری . فقط کافیست باور های آدم های شاداب را داشته باشید تا مثل آنها شاداب باشید .

پس باور همه چیز است . این که من چه باوری دارم و با خودم چطور حرف می زنم تعیین کننده خیلی چیز هاست . چه گفتگویی با خودم دارم ؟ چطوری باید با خودم حرف بزنم همه چیز را تغییر می دهد . وقتی دو فر 50  ساله را می بینم که یکی سرمایه دار است و دیگری شغل سطح پایین تری دارد و با هر دو آنها صحبت می کنم ، متوجه می شوم که از نظر جثه با هم تفاوت ندارند ، از نظر توانایی هم هیچ فرقی با هم ندارند . این دو نفر فقط در ذهنشان با یکدیگر تفاوت دارند .

منظور از تفاوت در ذهن این نیست که ذهن یکی ضعیف است ولی ذهن دیگری قوی . منظورم این است که آن فرد با چه اشخاصی رفت و آمد دارد ؟ چه سوالاتی از خود می پرسد ؟ چطور به اتفاقات نگاه می کند و…. . اینها هستند که تاثیر گذارند . شخص بزرگی می گفت میانگین درآمد شما برابری می کند با میانگین درآمد 5 نفری که با آنها در ارتباط هستید . این موضوع در مورد رابطه عاطفی هم صادق است . اگر شما با افرادی در ارتباط هستید که روابط گرم و صمیمی دارند شما هم نفر ششم آن جمع خواهید بود .

 

چطور در حالت آلفای ذهنی باور هایمان را تغییر دهیم ؟

 

 

سخن پایانی

خب دیگر به پایان مقاله ی چطور با آلفای ذهنی می توانیم موفق شویم ؟ نزدیک می شویم … . در این مقاله توضیحاتی راجع به ناخودآگاه، باور و نحوه تغییر و تاثیر گذاشتن بر روی آن دو با قدرت آلفا صحبت کردیم . امیدوارم همیشه شاد، موفق و مثبت باشید .

2 دیدگاه برای “چطور با آلفای ذهنی می توانیم موفق شویم ؟

  1. sarhanisaeid گفته:

    با سلام خدمت استاد عزیز میخاستم بپرسم دوره الفا بصورت صوتی وتصویری هست اگر ممکنه لطفا بیشتر راهنمایی بفرمائید چون قصد خریدن دوره را دارم

    • محمد مهدی نوری گفته:

      درود بر شما وقتتون بخیر
      دوره آلفا ۷ ساعت ویدیو از قبل ضبط شده است که بعد از شرکت در این دوره در اپلیکیشن خدمت شما اراءه میشه .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *